كرامبولتز [1] ( 1979 ) بر نقش و اهميت يادگيري اجتماعي كودكان در علاقه مندي به مشاغل خاص تاكيد مي كند . وي معتقد است كه عواملي چون سپرده ارثي [2] ، شرايط و وقايع محيطي ، تجارب يادگيري و اطلاعات شغلي در رغبت هاي شغلي آينده فرد مؤثر است .
رضايت ازشغل يكي از مهمترين رضايت هاي زندگي فرد است زماني كه كودكان با مشاغل والدين خود ، برنامه هاي تلويزيوني و مردم اطرافشان مواجه مي شوند آنها از فرصتها و انتخاب هاي شغلي آگاه مي شوند . اين رويارويي در سالهاي دبستان ، و بعدها در دبيرستان گسترده تر و عميق تر ميشود . پس از دبيرستان مشاغل موقتي و انتقالي [3] انتخاب مي شوند و در طول زندگي فرد سعي مي كند سازش مداومي را ميان خودش و كارش ايجاد كند . ( سوپر ، 1990 )
توجه به اين امر مي تواند والدين را در جهت دادن هرچه بهتر گرايش هاي شغلي كودكان ياري كند . در اين مقاله سعي شده است راهبردهايي اجرايي براي والدين به منظور شكل دادن علايق شغلي كودكان و در نهايت تاثير گذاري بر انتخاب شغل آينده آنان مطرح شود .
مدل سوپر در بارة رشد شغلي كودكان
سوپر ( 1990 ) 1 معتقد است كه كنجكاوي 2 يكي از سايق هاي بسيار اساسي در كودكان مي باشد . كنجكاوي اغلب از طريق اكتشاف ارضاء مي شود و فعاليت اكتشافي منجر به كسب اطلاعات مي شود . يكي از منابع مهم اطلاعاتي در زندگي كودك افراد كليدي در زندگي او هستند كه شامل افرادي مي شوند كه كودك از آنها تقليد مي كند . با استفاده از اطلاعات كسب شده از طريق فعاليتهاي اكتشافي و تاثير مدلهاي نقشي 3 علايق توسعه مي يابند . در طول فرايند رشد ، كودكان روشهايي را براي كنترل رفتار خود از طريق گوش دادن به خودشان و ديگران توسعه مي دهند.
براي گرفتن تصميمات شغلي كودكان لازم است كه يك چشم انداز زماني 4 را توسعه دهند كه شامل نگرشي است كه نسبت به آينده دارند . اين كار در كنار رشد خودپنداره سرانجام منجر به برنامه ريزي براي تصميم گيري شغلي خواهد شد . رشد خود پنداره يك بخش بسيار مهم در نظريه گستره زندگي 5 سوپر است .
خود پنداره از رفتار اكتشافي كودك نشات مي گيرد كه اين كار در سايه كسب اطلاعات شغلي ، تقليد از افراد كليدي زندگي و سرانجام توسعه رغبتها انجام مي گيرد .
كنجكاوي : جوردن 6 ( 1963 ) يك رويكرد مؤثر را براي شناخت اكتشاف و كنجكاوي در كودكان مطرح مي كند به نظر جوردن ( 1963 ) كنجكاوي هنگامي توسعه مي يابد كه تغييراتي در نيازهاي اجتماعي و يا فردي افرادي بوجود آيد . براي يك كودك كنجكاوي ممكن است در اثر گرسنگي ، تشنگي ، تنهايي يا محركهاي ديگر برانگيخته شود . وقتي كه يك كودك نامطمئن يا سردرگم است ممكن است تصميم بگيرد اين حالت خود را رفع كند . همچنين خستگي يا ميل به برانگيختن ممكن است باعث كنجكاوي شود . جوردن كنجكاوي را به رشد شغلي مربوط مي سازد . كنجكاوي ممكن است در بسياري از كودكان زماني كه با اشياء جديد ، مردم جديد و يا مفاهيم جديد روبرو مي شوند مشاهده شود . وقتي كودك در معرض محركهاي جديد قرار مي گيرد سعي مي كند آنها را بشناسد و رفتارهاي جديدي را آزمون كند .
براي مثال هنگامي كه كودك يك اسب اسباب بازي را مي بيند سعي مي كند آن را مانند يك اسب واقعي سوار شود . يا زماني كه كودك يك چوب را برمي دارد ، وانمود مي كند كه آن يك چوگان بيس بال است و با آن اداي بازيكنان حرفه اي را در مي آورد . از طريق كنجكاوي تفكرات خيالي توسعه مي يابد . خيالبافي اولين مرحله در نظريه رشد شغلي گينزبرگ ، گينزبارگ و آكسلارد 7 (1951) است .
جوردن و گينزبرگ در اين مساله توافق دارند كه كنجكاوي و خيالبافي در كودكان بسيار مهم است و بخصوص در سالهاي اوليه دبستان بايد مورد تشويق قرار گيرد . كودكي كه نقاشي مي كند در حاليكه معلم از او خواسته است بخواند يا با ديگر همكلاسي هاي خود صحبت كند ممكن است در حال ابراز كنجكاوي باشد . كنجكاوي ممكن است منجر به اكتشاف شغلي در سالهاي بعدي كودكي شود .
اكتشاف : 8 كنجكاو بودن مي تواند در محيط خانه ، مدرسه ، گروههاي همسالان و روابط با والدين منجر به اكتشاف شود . كنجكاوي به تمايل داشتن به معلومات يا چيزهاي جديد و غير معمول بر مي گردد در حاليكه اكتشاف مربوط به عمل جستجو يا آزمون كردن كنجكاوي مي شود . كنجكاوي يك نياز و اكتشاف يك رفتار است . رفتار ممكن است هدفمند و منظم يا تصادفي باشد .
براي مثال ممكن است كودك بخواهد بفهمد كه يك ساعت چگونه كار مي كند او قطعات ساعت را به دقت از هم جدا كرده و دوباره سرهم مي كند ( رفتار هدفمند ) يا ممكن است كودك يك ساعت شكسته را پيدا كند و شروع به بازي كردن با آن كند ( تصادفي ) .
رفتار اكتشافي ممكن است به اين خاطر انجام شود كه ديگران از كودك آن را بخواهند يا اينكه خود خواسته باشد . برخي از رفتارهاي اكتشافي ممكن است به يادگيري از كودكان كمك كند . برخي ديگر ممكن است صرفا” براي لذت بردن باشد . برخي رفتارهاي اكتشافي كه در ابتدا براي كودك انجام آنها سخت است ممكن است بعد از مدتي تبديل به يك فعاليت لذت بخش شود . يك كودك كاملا” طرد شده در توسعه رشد شغلي مشكل خواهد داشت چون علايق و اطلاعاتش را در مورد فعاليتهاي مربوط به شغل از دست مي دهد . تشويق رفتار اكتشافي به هر شكلي ( رفتاري كه براي خود و ديگران آسيب زا نباشد ) مي تواند نتايج مثبتي را در توسعه شغلي كودك داشته باشد . اعتماد به فرايند اكتشاف بدون استفاده از اجبار مي تواند يك هدف مطلوب براي والدين و معلمين باشد . رفتار اكتشافي نهايتا” مي تواند باعث طرح ريزي شغلي موفق تري در آينده شود .
اطلاعات : 9 آموختن اطلاعات براي موفقيت و رشد كودك ضروري است .
پياژه 10 ( 1997 ) معتقد است كه كودكان مينياتور بزرگسالان نيستند و تفاوتهايي را در روشهاي پردازش اطلاعات با بزرگسالان دارند . در اين قسمت به اين بحث پرداخته مي شود كه چگونه كودكان دبستاني به كسب اطلاعات مي پردازند ؟ پياژه ( 1997 ) چهار مرحله رشد شناختي را مطرح مي كند : مرحله حسي ـ حركتي 11 ( تولد تا 2 سالگي ) ، مرحله پيش عملياتي 12 ( 2 تا 7 سالگي ) ، مرحله عملياتي عيني 13 ( 7 تا 11 سالگي ) ، مرحله عمليات انتزاعي 14 ( 12 سالگي به بعد )
در مرحله حسي حركتي كودك به اشياء تمايل نشان مي دهد و سپس نسبت به آنها پاسخ مي دهد ، تمايل كودك ممكن است با فعاليت هايي مثل ديدن ، لمس كردن ، بوكردن ، و غيره نشان داده مي شود اما پاسخ كودك ممكن است به شكل زدن ، برخورد كردن يا فرياد كردن باشد . در مرحله پيش عملياتي كودك خود ميان بين 15 است . مثلا” اگر معلم كلاس اعلام كند كه يكي از بچه ها براي نمايندگي انتخاب مي شود ، هر بچه اي فكر مي كند كه او انتخاب خواهد شد . در اين مرحله مشكل است كه كودكان واقعيت را از خيال متمايز كنند . در مرحله عمليات عيني كودكان به طريق عيني فكر مي كنند . آنها نمي توانند مجسم كنند كه يك شئي خيالي را دستكاري مي كنند مگر اينكه آن شئي وجود داشته باشد . آنها مي توانند تصور كنند كه 3 عدد فيل را با 5 عدد فيل جمع مي كنند اما نمي توانندX3 را با X 5 جمع كنند . براي مثال براي يك كودك 8 ساله سخت است درك كردن اين عبارت كه“ كمك كردن به ديگران احساس بهتري نسبت به كمك به خود به همراه دارد . ” كاري كه يك مدد كار اجتماعي انجام مي دهد .
ويگوتسكي 16 ( 1986 ) روان شناس روسي نظامي را مشابه با پياژه مطرح مي كند . او سه مرحله را مطرح مي كند كه هركدام بوسيله يك فعاليت راهبر 17 متمايز مي شود . از سن 1 تا 3 سالگي فعاليت راهبر دستكاري 18 اشياء است
در سالهاي پيش از دبستان تا سن 7 سالگي فعاليت راهبر بازي كردن است و از سن 7 تا 11 سالگي فعاليت راهبر يادگيري ا ست . در سن 7 سالگي بچه ها آماده اند درباره جهان اشياء و قوانين عيني واقعيت چيز ياد بگيرند .
اريكسون 19 ( 1963 ) 8 مرحله رشد رواني اجتماعي را مطرح مي كند . او چهارمين مرحله را مرحله سازندگي در برابر حقارت مي نامد . اين مرحله بين سنين 6 تا 11 سالگي است كودكان در اين مرحله آزادند كه چيزها را بسازند و آنها را سازماندهي كنند . اين كار به آنها احساس سازنده بودن مي دهد اگر موفق شوند و احساس حقارت به آنها دست مي دهد در صورتي كه در دستكاري اشياء شكست بخورند . در اين مرحله كودكان بوسيله سازمان دادن توسعه و بكارگيري اطلاعات احساس پيشرفت
مي كنند و اگر نتوانند بر اين مهارت تسلط يابند احساس شكست مي كنند .
افراد كليدي1
بزرگسالان الگوهاي نقشی مهمي در يادگيري درباره جهان كار و رشد خود پنداره براي كودكان هستند . افراد كليدي براي كودكان شامل والدين ، معلمان ، چهره هاي اجتماعي مثل ورزشكاران و شخصيت هاي تلويزيوني و افرادي كه كودكان در جامعه با آنها مواجه هستند مثل افسران پليس يا پستچي ها مي شوند . تلن ، فراوت ، رابرتس ، كيركلند و دالينگر2 ( 1981) دريافتند كه كودكان دوست دارند كه رفتار ديگران را كپي برداري كنند . اين با يافته هاي بندورا 3 ( 1977 ) همخوان است كه مي گويد : يك ابزار مهم براي يادگيري كودكان تقليد است . مطالعه ريچ 4 ( 1979 ) نشان داد كه كودكان مشاغلي را كه در معرض ديد آنها قرار مي گيرد بهترين مي دانند .
افرادي كه در مشاغلي كار مي كنند كه در معرض ديد كودكان هستند بطور بالقوه اي داراي اين ويژگي هستند كه جزء افراد كليدي در زندگي كودك شوند . زماني كه كودكان رفتار ديگران را تقليد مي كنند آنها ممكن است آن جنبه هايي از ويژگي هاي افراد مهم را كه فكر مي كنند با آنها متناسب است اقتباس كرده و بقيه را كنار بگذارند . اين فرايند يكي از وجوه رشد خود پنداره در كودكان تلقي مي شود .
تاكيد سوپر بر افراد كليدي در رشد خود پنداره كودك مي تواند موضوع مهمي براي والدين و مشاوران شغلي براي توجه دقيق به مسائلي باشد كه كودك از مشاهده مدلهاي نقشي آموخته است . براي مثال كودكي كه پدرش راننده كاميون راه دور است ممكن است از مسلط بودن پدرش بر راندن كاميون ، رفتن همراه با پدر براي ديدن جاهاي دور و يا توانايي پدرش براي بلند كردن اشياي سنگين تحت تاثير قرار گيرد .
با توجه به اينكه تعاملات والدين ـ كودك چگونه باشد هر كدام از اين مشاغل مي تواند تاثير گوناگوني بر كودك برجاي گذارد . اگر فردي كه بعنوان الگو مدنظر است ( راننده كاميون ) پدر كودك نباشد و عمو يا همسايه كودك باشد تاثير مدل نقشي احتمالا” متفاوت خواهد بود .
كنترل دروني در برابر كنترل بيروني : 5
در يك مطالعه با 28000 كودك 9 ساله ميلر 6 ( 1977 ) دريافت كه بيشتر اين كودكان براي رفتار خود احساس مسئوليت نمي كنند . كودكان اكثرا” آن كاري را انجام مي دهند كه معلم و يا والدين از آنها خواسته است ، قواعد دنبال مي شوند . زماني كه كودكان در انجام وظايف و تكاليف خود موفق مي شوند آنها احساس خود مختاري و در كنترل بودن وقايع آينده را دارند . اين عقيده كه خود كنترلي 7 مي تواند تاثير مستقيمي بر مفهوم فرد از خودش و همچنين بر توانايي فرد براي تصميم گيري شغلي داشته باشد يك موضوع جالب است .
رشد رغبت ها : سرانجام خيالبافي هاي كودكان درباره مشاغل بوسيله كسب اطلاعات درباره جهان تحت تاثير قرار مي گيرد و تبديل به رغبت ها مي شود . كودكي كه مي خواهد يك ورزشكار حرفه اي شود ممكن است از انجام فعاليت ، بازي با توپ يا ژيمناستيك لذت ببرد و به صرف اينكه اطلاعاتي درباره ورزشكاران حرفه اي بشنود راضي نشود . در رشد رغبت ها ظرفيت كودك براي اينكه واقعا” يك ورزشكار شود غير قابل اندازه گيري است . كودكان اغلب سدي را در مقابل كارهايي كه مي خواهند در آينده آنجام دهند نمي بينند .
نلسون 8 ( 1963 ) نشان داد كه كودكان كلاس سوم اغلب قادر هستند برخي مشاغل را كه به آنها علاقه ندارند كنار بگذارند . رشد رغبت ها يك مرحله از اكتشاف محسوب مي شود . موقعي كه كودك در انجام رفتارهاي جديد مي كوشد برخي از آنها را جذاب مي يابد و برخي ديگر را جذاب نمي يابد .
تشويق كودكان به بروز دادن رغبت هايشان در توسعه بلوغ شغلي آنها بسيار مفيد است . گفتگو در باره جنبه هايي از زندگي كه براي كودك هيجان انگيز است نيز در طرح ريزي شغلي مفيد است . گفتگو با كودك در باره علاقه اش به بيس بال ، به وجد آمدن او درباره كمك كردن به يك حيوان آسيب ديده ، يا لذت بردن او از بازديد آخرش از باغ وحش ممكن است به كودك كمك كند كه احساس كند بيشتر اهميت دارد . اين احساس اهميت مي تواند به توانايي كودك كمك كند تا احساسش را راجع به اينكه شبيه كيست و يا چگونه از ديگران متفاوت است توسعه دهد . اين رشد خود پنداره براي فرايند انتخاب شغل بعدي ضروري است .
چشم انداز زماني 9 : توسعه چشم انداز زماني توسعه احساس نسبت به آينده است ، درك واقعي اينكه شش ماه از 6 سال متفاوت است ، براي كودكان زير 9 سال اين بسيار مشكل است اگر غيرممكن نباشد . براي مثال ، كودكي كه مي گويد : “ من مي خواهم كاپيتان شوم بنابراين
مي توانم يك كشتي را حالا هدايت كنم ” فقط احساسي را از حال دارا مي باشد . انديشه “ چه مدت بعد ” در طول زمان توسعه مي يابد .
گينزبرگ 10 ( 1951) كاربرد چشم انداز زماني در مشاوره اين است كه اين غير واقع بينانه است . انتظار داشته باشيم كودك ، بخصوص كودك كمتر از كلاس چهارم ، بتواند درباره طرح ريزي شغل آينده يا تحصيلات بالاتر فكر كند . در عوض آزمودن مشاغل و وظايف شغلي بعنوان وسيله اي براي توسعه رغبت ها و تقويت رفتار اكتشافي بسيار مهم است . زماني كه جهت گيري به سمت آينده توسعه يافت ، سپس كودكان قادر خواهند شد احساس با برنامه بودن كنند كه اين به آنها اجازه مي دهد به انتخابهاي آموزشي در دوره راهنمايي كه بر انتخاب شغل آينده آنها تاثير خواهد داشت اقدام كنند .
راهبردهاي عملي و اجرايي براي والدين
با توجه به نظريه سوپر
1ـ والدين بهتر است كنجكاوي هاي كودك را بخصوص در زمينه شناخت مشاغل تقويت كرده و پاسخ هاي مناسبي را با توجه به دوره سني رشد او ارائه دهند .
2ـ با توجه به اينكه اكتشاف مربوط به عمل جستجو يا آزمون كردن كنجكاوي است بهتر است فعاليتهاي اكتشافي و دستكاري كردن محيط و وسايل توسط كودكان در صورتي كه از نوع مخرب نباشد مورد تشويق والدين قرار گيرد .
3ـ ارائه اطلاعات از جمله اطلاعات شغلي و معرفي مشاغل براي كودك با توجه كامل به ويژگي هاي رشد شناختي او انجام گيرد و اطلاعات ارائه شده تا حد امكان عيني ، مصور و تجسمي باشد .
4ـ والدين به عنوان افراد كليدي نقش مهمي را در تقليد و همسان سازي كودكان دارند . كودك ممكن است خواسته يا ناخواسته از طريق مشاهده رفتار شغلي يا محيط شغلي والدين جنبه هايي از آن را براي خود دروني سازد و بعدها اين مساله در انتخاب شغل آينده كودك تاثير بسزايي داشته باشد .
5ـ والدين بهتر است براي جهت دادن به رغبت هاي شغلي كودكان دائما” از علايق كودكان به مشاغل سئوال كنند . اين مساله باعث مي شود در كودك احساس مهم بودن و عزت نفس بالا ايجاد شود .
6ـ در جهت دادن به طرح ريزي شغلي كودك درك كودك از زمان حال و آينده ( چشم انداز زماني ) مورد توجه واقع شود .
نظريه روان تحليل گري بوردين 1
با تاكيد بر اهميت بازيهاي كودكي
در اوايل 1960 چندين مطالعه انجام شد كه اين مطالعات اساس ديدگاه نظري اوليه بوردين را در اهميت سالهاي اوليه كودكي در انتخاب شغل آينده كودك ، تشكيل مي دهد . با استفاده از فنون فرافكن 2 ، سگال 3 (1961 ) تفاوتهايي را در پاسخهاي حسابداران و نويسندگان خلاق در ارتباط با شخصيت شان و روابط با والدين دريافت . نظريه بوردين بخاطر نداشتن اطلاعاتي در باره اهميت سالهاي پس از كودكي و تجارب نوجواني كه به انتخاب شغل اثر مي گذارند مورد انتقاد است . بوردين ( 1990 ) نظريه اش را توسعه داد طوري كه مسائل هويتي مطرح شده توسط اريكسون را هم شامل شود . به نظر بوردين همان طوري كه اريكسون هم اشاره كرده است ، بازي يك فعاليت مهم است كه از لذت يا رضايت ناشي مي شود . در بزرگسالي بازي بدون كوشش انجام نمي شود بلكه با كوشش لذت بخش همراه است .
زماني كه كسي مي گويد : “ من از كارم لذت مي برم ” او به بخش هايي از كارش نظر دارد كه براي او لذت بخش است درست مثل بازي .
بازي بعنوان يك سازه نظري :
به زعم بوردين ( 1963 ) بازي يا تجربه لذت بخشي كه از بازي ناشي مي شود بوسيله همه افراد و در بيشتر زمانهاي زندگي مطلوب است . بوردين نياز به مسكن و غذا را براي فرد و خانواده اش ضروري مي داند اما بر اين باور است كه علاوه بر آن فرد دوست دارد از كارش لذت برد . اين ميل به رضايت يا لذت از كار باعث مي شود فرد كاري را برگزيند ( بطور ناهوشيار ) كه نياز به لذت او را برآورده كند . براي كودكان بازي يك بخش اصلي از زندگي است . زماني كه كودك بالغ مي شود بازي اغلب بخش كوچكتر و كوچكتري از زندگي او مي شود .
بهرحال اين احساس لذتي كه از بازي ناشي مي شود ، زماني كه نوجوانان يا بزرگسالان تسلط شان را در فعاليت هايشان توسعه مي دهند آنها را برانگيخته نگه مي دارد . مطابق با نظريه روان تحليل گري ، آنتي تز 4 بازي ، اجبار 5 است . اجبار به فشاري برمي گردد كه از جانب مادر ، پدر يا بطور غير مستقيم تري از جانب معلمان بر كودك وارد مي شود تا خواسته هاي آنها را انجام دهند . اگر كودك تقاضاي مستقيم يا غير مستقيم را نپذيرد اين تهديد كه ديگر او را دوست نداشته باشند و يا تنبيه شود وجود دارد . هرچه فرد بزرگتر شود ، ماهيت بازي پيچيده تر و بازشناسي استعداد فرد مهم تر مي شود .
تعارض درون فرد بين بازي و اجبار مبارزه ايست كه ممكن است در هر زماني از زندگي اتفاق بيافتد .
راهبردهاي عملي براي والدين
با توجه به نظريه بوردين
1- بازي يك فعاليت خودانگيخته دوران كودكي است كه چه با توجه به نظريه انرژي مازاد ( اسپنسر) و يا كسب انرژي كاركرد مثبتي براي كودك به همراه دارد و بهتر است توسط والدين مورد تشويق قرار گيرد .
2- كودك از خلال بازيها چه مهارتي ، چه با قائده و چه بي قائده ( پياژه 1973 ) به رشد رواني ـ حركتي بهتري دست مي يابد ، كسب مهارت در بازي ها از هر نوعي باشد در آينده كودك و طرح ريزي شغلي او مؤثر است .
3- اجبار و پافشاري والدين بر انجام مهارتها يا بازيهاي خاص ممكن است پس از مدتي باعث انجام خودبخودي و عادت كردن كودك به آن فعاليتها شود ، لذا بازيهاي مهارتي اجباري ممكن است پس از مدتي حالت خوشايندي براي كودك دربرداشته باشد .
4- كودك در خلال بازيهاي قاعده دار و گروهي قواعد و قوانين را مي آموزد ، به همسان سازي با نقش ها و ايفاي آنها مي پردازد و به تكميل خودپنداره اش موفق مي شود 5- انجام بازي هاي گروهي و ايفاي نقش هاي خاص يا كار كردن و دستكاري وسايل خاص در خلال بازيها يكي از راههاي شكل دادن رغبت هاي شغلي آينده كودكان است . والدين مي توانند با طراحي و ترسيم آگاهانه بازيهاي كودك و ارائه الگوهاي مناسب از طريق درگير كردن حواس گوناگون كودك در بازي به رغبت هاي او جهت داده و در نهايت بر انتخاب شغل آينده كودك تاثير بگذارند .
نظريه روان شناسي انفرادي شفيع آبادي و تاكيد بر نقش
اهداف ، شيوة زندگي ، نيازها و تصميم گيري
شفيع آبادي ( 1381 ) در نظريه خود با عنوان روانشناسي انفرادي و انتخاب شغل معتقد است انتخاب شغل فرايندي تكاملي ، فعال ،هدف جويانه و چند بعدي است كه در نتيجه تعامل بين خويشتن پنداري ، ارضاي نيازها و تصميم گيري حاصل مي شود .
خويشتن پنداري قضاوتي است كه فرد در زمينه هاي موفقيت ،ارزش ها ، توانايي ها ، اهميت و اعتبار فردي دارد .
نيازها به 3 نوع تقسيم مي شوند ، كه عبارتند از : نيازهاي جسماني ، رواني و اجتماعي ، ارضاي نيازها يكي از ابعاد شيوة زندگي و فيزيكي از عوامل تعيين كننده نوع رفتار مي باشد . يكي ديگر از ابعاد لاينفك شيوه زندگي كه در انتخاب شغل مؤثر است تصميم گيري مي باشد . بررسي ساده ترين تا پيچيده ترين وقايع زندگي معلوم مي دارد كه تصميم گيري عملي خلاق و فعال است كه بدان وسيله فرد به انتخاب راه حلي مناسب موفق مي شود و مشكلي را حل مي كند .
براي اتخاذ تصميم عاقلانه فرد مراحل زير را مورد توجه قرار مي دهد :
1ـ جستجوي راه حل هاي گوناگون و متعدد مي پردازد .
2ـ راه حل احتمالي را دقيقا” مورد ارزيابي قرار مي دهد و عواقب احتمالي هر كدام را در رسيدن به هدف هايش پيش بيني مي نمايد .
3ـ بهترين راه حل را كه احتمالا” فرد را به هدفش خواهد رسانيد برمي گزيند .
تصيم گيري 1 بعنوان يك سازة اصلي :
شفيع آبادي ( 1381 ) معتقد است قدرت تصميم گيري فرد با چگونگي شغل او رابطه دارد يعني افرادي كه قدرت تصميم گيري بهتري دارند در ارتباط با خصوصيات خود مشاغل مناسب تري را انتخاب خواهند نمود . از طرفي به زعم تيدمن ( 1963) تصميم گيري شغلي داراي فرايندي به قرار زير مي باشد :
مرحله 1 ـ آگاهي 2 : در اين مرحله فرد آگاهي پيدا مي كند كه در اين مقطع از زندگي انجام يك تغيير يا تصميم ضرورت دارد .
مرحله 2 ـ خود ارزيابي3 : در اين مرحله فرد ارزيابي مي كند كه با اتخاذ تصميم مورد نظر خود به چه اهدافي خواهد رسيد .
مرحله 3 ـ اكتشاف 4 : در اين مرحله فرد به جمع آوري اطلاعات در باره مساله تصميم گيري و همچنين ويژگي هاي فردي خود مي پردازد .
مرحله 4 ـ تلفيق 5 : در اين مرحله فرد ميان داده هاي جمع آوري شده درباره خود و موقعيت تناسب برقرار مي كند و به تحليل آنها مي پردازد مثلا” از خود مي پرسد با توجه به خصوصياتي كه من دارم كدام رشته تحصيلي براي من بهتر است ؟
مرحله 5 ـ تعهد 6 : در اين مرحله فرد خود را متعهد به اجرا و انجام تصميمات مي كند و مقدمات ورود به تصميم و عملي كردن آن را فراهم مي كند .
مرحله 6 ـ انجام 7 : در اين مرحله فرد براي انجام تصميم خود يك برنامه ريزي جامع انجام مي دهد او به مسايلي از قبيل چه چيزي را انجام دهد ، چه موقع انجام مي دهد و چگونه انجام مي دهد مي پردازد .
مرحله 7 ـ ارزيابي مجدد 8 : در اين مرحله تصميمات فرد بازبيني مي شود و اگر تغييرات جزئي در آن لازم است انجام مي گيرد ، به هر حال اين بدان معني نيست كه تصميم اوليه ما ناقص بوده است بلكه هميشه بايد بخاطر داشته باشيم كه در يك جهان در حال تغيير زندگي مي كنيم .
با توجه به فرايند فوق و تحقيقات انجام شده در باره نقش و اهميت مهارتهاي تصميم گيري والدين با آموزش گام به گام مهارتهاي تصميم گيري مي توانند كودكان را براي اتخاذ تصميمات مهم زندگي به خصوص انتخاب شغل آماده كنند .
شفيع آبادي ( 1381 ، ب ) نظريه روان شناسي انفرادي آدلر9 را در حوزة شغلي و انتخاب شغل بسط مي دهد . آدلر ( 1931 ) معتقد است كه آنچه افراد از كودكي خود بخاطر مي آورند قويا” بر مسائل شغلي در زندگي آينده آنها تاثير مي گذارد .
هافنر و فاكوري 10 ( a 1984 و b 1984 ) نشان دادند كه خاطرات اوليه افراد در سه گروه روان شناسي باليني ، دندانپزشك و وكيل مانند مشاهدات آنها دوباره روابطي كه با خاطرات اوليه در مورد انتخاب شغل داشتند از هم كاملا” متمايز بود .
اينكه چگونه از خاطرات اوليه در مشاوره و روان درماني استفاده كنيم بوسيله مك كلوي
( 1979 ) توضيح داده شده است .
او معتقد است كه افراد مي توانند مشاغلي را انتخاب كنند كه به آنها كمك كند تا شيوه زندگي شان را مشخص كنند . بنابراين شيوه زندگي مي تواند از خلال خاطرات اوليه شناخته شود .
كاربرد نظريه روان شناسي انفرادي
در طرح ريزي شغلي كودكان
1- چون شيوة زندگي را منظومه خانواده و تجارب اوليه فرد در خانواده مشخص مي كند بنابراين نقش والدين در شكل دادن به شيوة زندگي كودك انكار ناپذير است و چون افراد مشاغلي را برمي گزينند كه در آن شيوه زندگي خود را به اجرا درآورند پس والدين نقش بي چون و چرايي در انتخاب شغل آينده كودك دارند .
2ـ شيوه زندگي فرد معمولا” مي تواند در يك لغت يا يك عبارت خلاصه شود ، براي مثال فروشنده اي كه دائما” در حال رقابت با همكاران و يا جدال با كارفرما است ممكن است شيوة زندگي او “ مبارزه جويي ” باشد . اين شيوة زندگي ممكن است از خلال تعاملات رقابتي با همشيرهاي 1 خود در كودكي حاصل شده باشد ، لذا در اينجا نقش والدين در ايجاد يك جو رقابتي و در نهايت شيوه زندگي “ مبارزه جويانه ” محرز است .
3ـ شيوة زندگي فرد نگرش هايي را كه او نسبت به خودش و يا مردم دارد منعكس مي كند . براي فهميدن شيوه زندگي خود بهترين راه پرسيدن از خاطرات اوليه فرد است . اينكه آيا والدين جو دوستانه يا خصمانه اي را بر منظومه خانواده حاكم كرده باشند و يا روابط ميان كودك با همشيرهاي او چگونه باشد در انتخاب شغل آيندة او تاثير مي گذارد .
4ـ تحقيقات چندي بر نظريه آدلر ترتيب تولد را در گزينش شغل آينده بررسي كرده اند ، آدلر ( 1964 ) معتقد است به اينكه چگونگي درك كودك از موقعيت خود در خانواده و والدين و همشيرهاي او بر شيوة زندگي اش تاثير مي گذارد .
5ـ مساله مهم ديگري كه در نظريه آدلر تاكيد مي شود ، تشويق كودك بجاي نااميد كردن اوست . نااميدي زماني رخ مي دهد كه كودك احساس تعلق نكند و يا احساس كند كه همشيرهاي او در مدرسه و يا ورزش از او برتر هستند ، اين احساسات منجر به ايجاد حقارت در كودك مي شود . كودكاني كه با احساس حقارت پرورش يابند احساس مي كنند اصلا” نمي توانند آنچه را كه مي خواهند انجام دهند ، اين احساس به راحتي در آينده به حوزة شغلي آنها منتقل مي شود و در كار هم احساس بي كفايتي مي كنند .
6ـ فردي كه عقدة حقارت دارد ممكن است از انجام وظايف سنگين خودداري كند ، آموزش تكميلي را رد كند و بر سرمقام با ديگران رقابت نكند .
7ـ تعاملات اوليه با اعضاي خانواده بر چگونگي انجام وظايف عشق ، روابط اجتماعي و كار تاثير بي چون و چرا مي گذارد .
8ـ والدين مي توانند با طراحي اهداف روشن براي كودكان و آموزش مهارتهاي تصميم گيري از كودكي در انتخاب آگاهانه تر شغل آينده كودك خود قدم هاي مؤثري بردارند .
نتيجه گيري و پيشنهادات
مداخلات والدين در زمينه هاي گوناگون آموزشي و تربيتي در آينده شغلي كودكان نقش به سزايي را ايفا مي كند . والدين با بر آوردن نيازهاي كودكان ، برقراري روابط گرم و صميمانه و مبتني بر محبت ، تشويق كودك به كنجكاوي و دستكاري هاي محيطي ، فراهم كردن امكانات به منظور تجربه عيني و ملموس موقعيت هاي يادگيري و مهارتي بخصوص در حوزة مشاغل ، دادن اطلاعات شغلي مناسب به كودكان در زمان و مكان لازم ، توجه به بازيهاي كودكي چه انفرادي و چه گروهي و تشويق كودكان به همسان سازي و ايفاي نقش هاي مناسب ، سرمشق دهي و الگو بودن مناسب براي كودكان و هدف گزاري روشن و آموزش مهارتهاي تصميم گيري به آنها مي توانند بطور آگاهانه و ثمر بخش به
طرح ريزي شغلي براي كودكان خود اقدام كنند .
پيشنهادات :
1ـ پژوهشهاي آزمايشي و ميداني يا علي مقايسه اي به منظور بررسي الگوهاي مختلف والديني و تاثير آن بر نوع و سطح مشاغلي كه فرزندان آنها در آينده احراز مي كنند مي توانند تاييدي بر مباني نظري ارائه شده باشد . اميد است كه پژوهشگران در آينده به اين امر اهتمام ورزند .
2ـ نظريه هاي ديگر رشد شغلي نيز از نقطه نظر راهبردهاي اجرايي براي راهنمايي والدين در طرح ريزي شغلي فرزندان مدنظر قرار گيرد .
3ـ به والدين آگاهي داده شود كه آنها مي توانند با كنترل يك سري متغيرها بصورت ارادي و خودخواسته تا حدود زيادي آينده شغلي كودكان را طراحي و ترسيم كنند و نقش عوامل تصادفي و فرهنگي ، اجتماعي به حداقل كاهش دهند .
4ـ در زمينه مشاغل خاصي كه جامعه پيشتر بدانها نيازمند است با برگزاري سمينارها يا از طريق وسايل ارتباط جمعي والدين را تشويق كرد كه به ايجاد رغبت هاي شغلي در زمينه هاي خاصي براي كودكان اهتمام ورزند .
منابع و مآخذ
منابعفارسي :
v شفيع آبادي ، عبداله ( 1381 ) ، راهنمايي و مشاوره شغلي و حرفه اي و نظريه هاي انتخاب شغل ، تهران : انتشارات رشد .
v شفيع آبادي ، عبداله ( 1374 ) ، راهنمايي تحصيلي و شغلي ، تهران ، انتشارات دانشگاه پيام نور .
v شفيع آبادي ، عبداله ( 1382 ) ، توانبخشي شغلي و حرفه اي معلولين ، تهران ، انتشارات جنگل .
v شفيع آبادي ، عبداله ( 1376 ) ، فنون تربيت كودك ، تهران ، انتشارات سمت .
منابع لاتين
1- Bordin . E.S / Nachmann . B . & segal.s.j. ( 1963 ) . An articulated framework for Vocational development . journal of counseling psychology
2- Carney & well ( 1995 ) Discover the career within you . california :
Brooke/cole Publishing company .
( 1969 ) Vocational Psychology . Newyork : Mac GrawHill Crites j.o 3-
Book company
4- Franklin , L . ( 2003 ) . An Introduction to workplace counselling macmillan , palgrave .
5- Gordon , V . N . ( 1984 ) . The career undecided college student . sprigfield ,
IL : charles c. Thomas .
6- Sharf . Richard : S ( 1992 ) Applying career development theory to counseling .
California , pacific Grove : Books / cole publishing company
7- Super . D . E ( 1975 ) . the psychology of careers . New york : Harper & Row
8- Super D.E ( 1990 ) . life – space appreach to career develoment . Ind .
Brown , 1 – Brooks . & Assoc
9- www . tamu – commerce . edu/coun seling/ta – Ga/images/cc%201
[1]- Krumbolts
[2]- Genetic ( endow ment )
[3] - Transitional
1 - Super
2 - Curiosity
3 – Role models
4 – Time perspective
5 – Life spane
6 - Jordan
7 - Ginzberg , Ginzburg & Axellard
8 - Exploration
9- Information
10- Piaget
11- Sensory
12- Preoperational
13- Concriete stage
14- Abstract stage
15- ego centrism
16- Vigotsky
17- Ieading Activity
18- Manipulation
19-Erikson
1- Key figures
2- Thelen , Frautsh , Roberts , Kirkland & Dollinger
3- Bandura
4- Rich
5- Internal control V external control
6-Miller
7 – Self - control
8 - Nelson
9 – Time Perspective
10- Ginzberg
1- Bordin
2- Progective
3- Segal
4- Antithesis
5-Compulsion
1- Decision making
2- Awareness
3- Self - assessment
4- Exploration
5- Integration
6- Commitment
7- Implementation
8- Reevaluation
9- Adler
10-Hafner & Fakouri
1- Sibling

