تحقیق در باره مراكزسلامت روان جامعه نگر در ايران: طراحي خذمات مبتني بر شواهد
تعداد 33 صحفه
قیمت 15هزار تومان
چکیده
هدف : ارائه خدمات در قالب مراکز سلامت روان جامعه نگر (CHMC)، راهبردی با هدف ارتقاء سلامت روان شهری است. مقاله حاضر چگونگی طراحیساختار و برنامه خدمات این مراکز ، با روشی مبتنی بر شواهد ، را ارائه می کند. روش: با مرور نظام مند شواهد علمی ، نیازها و خدمات سلامت روان موجود در مناطق شهری، و اثر بخشی و هزینه ـ اثر بخشی خدمات بهداشتی ـ درمانی برای پاسخ به این نیازها مشخص و مبتنی ر شاخص هایی اولویت بندی شدند و بر اساس آن ، برنامه خدمات بهداشتی ـ درمانی برای مناق شهری ، در قالب مراکز سلامت روان جامعه نگر طراحی شد. یافته ها : در کشور، افسردگی ، اسکیزوفرنیاو دیگر اختلالات سایکوتیک، اختلالات دو قطبی و اختلالات اضطرابی در رتبه های اول تا چهارم بیماریهای روانپزشکی قرار دارند. مناطق شهری از نظر منابع ذغنی تر از سایر مناطق کشور هستند، ولی عملاً خدمات خارج از بیمارستان ها و مطب پزشکان وجود ندارد. به دلیل محدودیت های موجود ، نظام شبکه و مراقبت های اولیه برای ارائه خدمات سلامت روان ناکارآمد است. به این ترتیب مقرر شد خدمات مراکز سلامت روان جامعه نگر به دو گروه از بیماران ارائه شود: بیماران دچار اختلالات نوتیک (شامل افسردگی و اضطرابی) و بیماران دچار اختلالات شدید و سایکوتیک روان پزشکی. ارائه خدمت به بیماران نوروتیک با روش بهبود شناسایی و درمان این اختلالات توسط پزشکان عمومی، با مدل مراقبت مشارکتی و شکل گیری واحدهای همکار صورت می گیرد. خدمات برای بیماران مبتلا به اختلالات شدی روانپزشکی ، به صورت ویزیت در منزل و پیگیری تلفنی، همراه با آموزش روان شناختی بیمار و خانواده خواهد بود. که توسط تیم های تخصصی مرکز ارائه می شود. نتیجه گیری : خدمات مراکز سلامت روان جامعه نگر بر اساس شواهد علمی موجود در سطح جهان و تجریبات و امکانات داخلی برای دو گروه از اختلالاتی که بار بیمایری زادی دارند، طراحی شد. این خدمات، به صورت آزمایشی ، در شهرهای تهران و زنجان در حال اجراست.
کلید واژه : سلامت روان ؛ خدمات بهداشتی ؛ اختلالات روانی
مقدمه
از حدود چهل سال پیش ، راهبردهای ارائه خدمات سلامت روان به افراد نیازمند در جهان تحول چشمگیری یافته است؛ چنانکه آن را انقلاب دیگری در روانپزشکی و سلام روان می دانند. این جنبش سلامت روان جامعه نگر بوده است. اصول این جنبش عبارتند از تغییر دیدگاه از فرد نگری به جامعه نگری، مشارکت و نظارت دریافت کنندگان خدمات در برنامه ریزی و اجرا، لرلئه خدمات جامع در محل زندگی افراد، تأکید بر پیشگیری علاوه بر درمان ، مشارکت بین بخشی، و تداوم مراقبت. این رویکرد به تغییراتی بنیادی در سیاست گذاری و برنامه ریزی بسیاری از کشورها منجر شد و اکنون رویکرد غالب سلامت روان در جهان تلقی می شود.
ادامه مطلب

