X
تبلیغات
مرکز پایان نامه - پروژ های دانشجویی ...

مرکز پایان نامه - پروژ های دانشجویی ...
 
لینک دوستان
1

داشت که کاکایش وی را به مرد 20 ساله ای عروسی کرد (21) سال عمرش را با جار وجنجال لت و کوب سپری می کند صاحب دوپسرمی باشد، شوهرش معتاد به مواد مخدر است خشونت شوهر روز بروز زیادتر شده میرود.در اثر خشونت های خانوادگی زندگی برایش دشوارتر و تنگ تر میشود تا آنکه همرای دو طفل خود مجبور به ترک منزل میشود. روزی برحسب تصادف پسر خاله اش (و) را می بیند و به موظفین امنیتی وی را معرفی میکند که به جرم فرار از منزل تحت تعقیب قرارمیگیرد. پولیس وی را به حوزه ( 8) میبرد و از آنجا به وزارت امور زنان معرفی و تسلیم میکند. دو ماه تحت حمایت این وزارت میباشد بعداً یکماه را به توقیف ولایت کابل به سر میبرد. بالاخره شوهرش را می طلبند تا ضمانت بدهد وخانمش را خانه ببرد اما شوهر حاضر به این کار نمیشود. بر خلاف عارض میشود که خانمش با شخص دیگری ارتباط داشته و از خانه فرار کرده است که در نتیجه (و) در محکمه اول به پنچ سال و در محکمه دوم به دوسال حبس محکوم می شود.?

?(ن) دختر20 ساله ای را بدون رضا میخواستند به مرد پیری به ازدواج اجباری بدهند به منظور این عمل جاروجنجال را براه می اندازد و درمقابل همیشه مورد خشونت لفظی تحقیر و توهین اذیت لت و کوب برادر قرار میگیرد. زندگی را بالایش تنگ میسازند که حاضر به ازدواج با مرد پیر گردد.بالاخره دختر جوان چاره را برخود حصر می بیند واز منزل فرار می کند و به کمیسیون مستقل حقوق بشر مراجعه کرده تقاضای کمک می کند. کمیسیون ویرا به وزارت امور زنان معرفی می کند که از آن طریق به خانه امن معرفی می شود.

در ضمن مصاحبه چنین یاد آور میشود که (.... یقین دارم چنانکه مرا برای مرد پیر میدادند زندگی من همیشه خراب بود.... فکر میکنیم در حال حاضر حد اقل از آن زندگی خراب همیشگی نجات یافته ام...)? [1]

?(م) دختر (8) ساله را پدرش به مردی (35) ساله ایکه خانم اولش وفات کرده و از وی طفلی ندارد به نکاح میدهد مدت (17) سال را با وی با همه ناسازگاری و جارو جنجال ها میگذراند ولی صاحب فرزندی هم نمی شود دراین میان مرد میخواهد با خانم برادرش که شوهرش شهید شده ازدواج کند عواملی نارضایتی همیشگی ناشی از تفاوت فاحش سن، گرفتن زن دیگر ، نداشتن اولاد و بالاخره خشونت و تغییر سلوک و رویه شوهر خانم را تحت فشار قرار میدهد که در اثر آن بدون عاقبت اندیشی خانم همرای پسر همسایه از منزل فرار می کند.[2]

?(م-ع-ر) سه خواهریکه مادرشان را قبلأ از دست داده بودند، پدر آنها خانمی دیگری می گیرد. و این خواهران همیشه وقت مورد لت و کوب و دشنام مادر اندر و پدر قرار میگیرند. بخاطر نجات شان راه فرار از منزل را اختیار کرده به کمیسیون مستقل حقوق بشر مراجعه می کنند و از کمیسیون به وزارت امور زنان معرفی و از آن طریق به خانه امن فرستاده میشوند.

در خلال مصاحبه چنین تذکر میدارند که (... بخاطر اینکه ما در اینجا آرام زندگی می کنیم کدام گناه را مرتکب نشده ایم صرف آنها ما را لت و کوب می کردند من و خواهرکلانم و خواهرخوردام فرار کردیم... از مادر اندر ناراضی بودیم چون دختران خود را مکتب روان میکرد ما را از مکتب کشیده بود تمام کارهای شاقه را بالای ما انجام میداد...) ?[3]

?(ک) 20 ساله  را خلاف رضاو رغبتش به ازدواج مرد 70 ساله می دهند. این ازدواج اجباری را بخاطری بدل با برادرش به منظور اینکه توانسته باشد دختر آن مرد پیر را به ساده گی و ارزان به عقد خود در آورد؛ انجام می دهند.

روشن است که فردای این وصلت اجباری که بدون توجه به سن، سال و آرزوهایش بوده به بدبختی و رسوائی منجر گردیده وی همیشه مورد لت و کوب، ظلم شوهر، خانم اولی و اولادهایش قرار داشت تا آن حد ظلم پیش میرود که گاهی او را دست و پای بسته با سگ یکجا می انداختند و این حالت ساعت ها طول می کشید. این دختر راه چاره را در آن یافته که با پسر همسایه ارتباط گرفته و از منزل فرار کند و چند صباحی نگذشته به چنگال قانون می افتد و پای میز محکمه کشانیده میشود و محکوم به سپری کردن چند سال در سلول زندان می گردد.

 (ک) می گوید: (..... رضایت ندارم که دوباره نزد شوهر 70 ساله ام برگردم، می خواهم پس از رهایی پیش مادرم بروم... کاش با سواد می بودم تا رسمأ میتوانستم  خود را از چنگال این پیر مرد نجات دهم. شوهرم حاضر نیست مرا طلاق بدهد....) ?[4]

?م دختری (20) ساله است که قبلأ پدرش را از دست داده، مادر اندر و برادرش میخواهند ویرا خلاف میلش به مرد پیری نامزد کنند و اما او رضایت نشان نمیدهد و مجادله میکند. این امر باعث خشونت مادر اندر و برادرش شده ومورد لت وکوب قرارمیگیردد.

بفکر نجات از خشونت آنها راه فرار از منزل را در پیش گرفته به کمیسیون مستقل حقوق بشر مراجعه میکند. کمیسیون او رابه وزارت امور زنان معرفی کرده و آن وزارت غرض حمایت قانونی، وی را به خانه امن میفرستد. (م) در مورد برگشت دوباره خود به فامیل بسیار نگران است و  می اندیشد که برگشت او به خانواده با خطر مرگ همراه خواهد بود.?[5]

? (خ) دختر 13 ساله یکه در اثر ازدواج اجباری در عقد نکاح مردی در آورده می شود صاحب چهار فرزند و حامله می باشد که شوهر برایش طلاق عرفی میدهد. پسر 9 ساله اش از اثر خشونت های فامیلی نزد مامااش زندگی می کند. خانم به اعتبار اینکه طلاق شده بعد از وضع حمل با مرد دیگری ازدواج می کند. شوهر اولی بعد از اطلاع ازدواج خانمش با مرد دیگر بالای خانمش ادعای فرار از منزل میکند. (خ) فعلا با چهار طفلش درزندان به سر میبرد.?[6]

? دختری 12 ساله که از آوان تولد به دلیلی اینکه چرا دختر است همیشه مورد لت و کوب و خشونت پدر قرار دارد. آنزمان که این دختر فقط  12 سال دارد پدرش تصمیم میگیرد که او را به مرد 45 ساله که دارای زن و اطفال است به ازدواج بدهد. دختر به اثر تشویق دختر خاله اش از منزل فرار میکند و به وسیله یک فرد خیر خواه به پولیس و از آنجا به وزارت امور زنان رهنمایی میشود. خانواده دختر که در اثر اعلان تلویزیونی از آدرسش با خبر میشوند با دادن ضمانت دختر را دوباره تسلیم میشوند. اما فردای همانروز دختر به وسیله پدرش به قتل میرسد؛ که بعدآ قتل را مرگ طبیعی وانمود می کنند.?

?دختر 12 ساله که به سن 4 سالگی بعد از فوت پدرش و ازدواج مجدد مادرش، با پسر 30 ساله همسایه عروسی میگردد؛ سال های متمادی را با ظلم و خشونت سپری میکند و بعد از آنکه یک روز به طور وحشتناک مورد لت و کوب خسر قرار میگیرد با دست و پای شکسته فرار میکند. یک ریکشا وان او را به شفاخانه میبرد، از آنجا به پرورشگاه انتقال مییابد. آثار شکنجه بر جسم کودک هنوز بعد از گذشت یک سال از فرارش برجاست. این دخترک هنوز هم در هراس از برگشت دوباره به آن خانه است.?

?م- دختری 15 ساله با مردی که معتاد به مخدرات و مسکرات بوده ازدواج میکند. اما دوام زندگی با وجود داشتن شش طفل شامل دختر و پسر هرروز ناگوارتر میگردد تا جائیکه زن به تکرار مورد لت و کوب و حتی سوختاندن پوست بدن با سگرت مورد اذیت شوهر قرار میگیرد. زن د رنهایت بیچارگی تصمیم می گیرد که خود و اطفالش را از چنگال مردی که اعتیاد به مواد مخدر و الکول او را تا سرحد جنون کشانیده نجات داده و به منظور فرار از منزل و پناه بردن به خانه خواهرش راه  پاکستان را در پیش می گیرد اما عین سوار شدن به موتر طفل بزرگترش که 9 سال دارد به بهانه نوشیدن آب از مادر فاصله گرفته و قضیه را تلیفونی به اطلاع کاکایش میرساند در عین حال پولیس محل از جریان آگاه شده و دست به کار می شود. در نهایت امر این زن راهی زندان میگردد.?[7]

? ن دختری (17) ساله یکه پدرش بدون رضایتش وی را در مقابل پول هنگفت به مردی نکاح می کند پس از سپری شدن سه سال پدر دختر از متعذر بودن دامادش آگاهی می یابد. تصمیم به ازدواج دومی دخترش بدون در نظر داشت اصل شرعی و قانونی میگیرد و دخترش را خود سرانه به منزل می آورد. بدون آنکه موضوع را بصورت رسمی از طریق محکمه بمنظور تفریق به سبب ضرر بنابر معذور بودن شوهرش خلاص کند زن در قید نکاح شوهر اولی قرار دارد بازهم بدون رضایت، دختر را بار دوم بالای مرد دیگری  در بدل پول گزاف می فروشد.

خسر دختر پس از اطلاع موضوع بنام فرار از منزل بالای دختر عارض می شود. زن که محروم از سواد و در عدم آگاهی از حق شرعی و قانونی خود و در قید اسارت پدر سالاری بسر می برد بنابر اغراض شخصی و پول خواهی پدر در کنج زندان بسر میبرد.?[8]

  2. ارقام و معلومات در مورد قضایای فرار از منزل:

الف: گراف شماره (2) نشاندهنده رابطه  تاهل  به قضایای فرار ازمنزل است.

گراف نشان می دهدکه اکثر ازفراری ها متاهل بوده اند واین موضوع می رساند که فشاری که  ازطرف خانواده شوهربالای این عده ازخانمها تحمیل می شود بیشتر از خانواده پدری شان می باشد.

ب: گراف شماره 3 ارتباط سن را به فرار از منزل نشان می دهد.

گراف نشان می دهد که بیشتر فراری ها درسنین جوانی ونوجوانی به این عمل دست زده اند که این موضوع بربی تجربگی انها زیاد تراشاره  می کند.

ج: گراف شماره 4 ارتباط بین تحصیلات وفرار ازمنزل را نشان می دهد.

گراف نشان می دهدکه اکثریت قابل ملاحظه ای از فراریان ازنعمت تعلیم وتحصیل بی بهره بوده اند.صرف 4% انها الی صنف 12درس خوانده اند .که این موضوع براهمیت کسب علم ومعرفت تاکید بیشتر دارد.

د: گراف شماره 5 ارائه کننده  رابطه بین اقتصاد وفرار ازمنزل است.

گراف نشان می دهد که اکثریت مرتکبین فرار ازمنزل ازاقتصاد ضعیف  وشماری اندکی ازآنها از اقتصاد قوی برخورداربوده اند.که این امر واضح میسا زد که اقتصاد ضعیف نیزدرپهلوی سایرعوامل زمینه اسیب پذیری مرتکبین این عمل را فراهم می کند.

  3.  شرح خاطرات زندانبانان و مسؤلین مراکز نگهداری متهمین فرار از منزل:

مصاحبه با یکی از زندانبانان توقیف خانه کابل:

?یک عده ازخانمها درتوقیف خانه بسرمی برندکه تحت عنوان فرار ازمنزل زندانی شده اند اما اینعده ازخانمها نظربه سایر زندانیان دارای حسن سلوک هستندواما مشکلات شان بیشتر ازسایرین است زیرا اکثرشان دارای پایواز نیستند. ?

مصاحبه با یکی از مسولین خانه امن:

? خانمهای که به اثرخشونتهای خانواده گی فرار کرده اند وبه اینجا پناه آورده اندهمیشه غمگین دیده می شوند ونگرانی انها اکثراناشی از ًتشویش از آینده است.?

مصاحبه با یکی از مسولین حقوق بشر:

? درهنگام نظارت اززندانها به خانمهای برخوردیم که تحت عنوان فرار ازمنزل زندانی شده اند این خانمها واقعاً مشکلات فراوانی داشتند زیرادوسیه ها ی انها تحت عناوین دیگری ازقبیل زنا وغیره موردپی گردعدلی وقضایی قرار می گیرد.?

مصاحبه با وزارت امورزنان:

?واقعاً متهمین فرار ازمنزل مشکلات فراوانی دارندزیرا انها مجبور اندخود را درمقابل مراجع عدلی وقضایی بی گناه ثابت کنند وهمچنان مشکلات خانوادگی خویش را نیز حل کنند.? 

   4.  عوامل اساسی فرار از منزل:

چنانچه در شرح قصه های قربانیان فرار از منزل خواندیم عوامل مختلف در فرار آنان از منزل ذیدخل بوده است. اینک عمده ترین این عوامل را به بررسی میگیریم:

-       نامزدی  اجباری:

از نطر قانون نامزدی عبارت از وعده به ازدواج می باشد و به وسیله خواستگاری مرد از زنیکه درعقد نکاح دیگری نباشدصورت میگیرد و با قبول درخواست از طرف  دختر ویا زن موافقت صورت میگیرد. این موضوع در ماده 64 قانون مدنی چنین تذکار یافته است:

 (نامزدی عبارت از وعده به ازدواج است. هر یک از طرفین میتوانند از آن منصرف شوند)[9] قانون به طرفین ( زن و مرد) حق داده است تا درجریان نامزدی از این وعده انصراف بعمل آورند به همین اساس حق امتناع به هر یک از طرفین باقی بوده و طرف دیگر نمی تواند وی را مجبور به ازدواج کند.

اما در مغایرت با احکام صریح قوانین اکثریت نامزدی ها در افغانستان به صورت اجبار بالای دختران و در بعضی حالات بالای پسران نیزتحمیل میشود. والدین بدون در نظر داشت منافع و مصالح علیای فرزندان شان آنها را به نامزدی به فردی که در بسیاری حالات تفاوت های فاحش از نظر سن، موقف اجتماعی ، تحصیلات ... بین شان موجود میباشد نامزد میکنند.

این مسله منتج بدان می گردد که دختران عمری را در نارضایتی به سر برده بلاخره دست به طغیان بزنند و در جهت ابراز ضدیت با چنین سرنوشتی که خود در آن تصمیم نقش نداشته اند دست به فرار از منزل بزنند.

 

-       ازدواج های اجباری:

ازدواج یک عقد مدنی ومذهبی است و هر عقد متضمن توافق و اراده طرفین بوده و دارای شکلیات، ارکان و شرایط خاصی است. از جانبی هم هرعقد از خود اثرات و نتایجی دارد.

ازدواج به مفهوم ابراز رضایت و توافق اراده زن و مرد به اختیار همسری و قبول زوجیت جهت تشکیل زندگی مشترک خانوادگی است.

از جمله ارکان اساسی عقد ازدواج  ایجاب و قبول است که دلالت برتوافق کامل اراده زن و مرد به تشکیل زندگی مشترک میکند؛ تحقق این امر برای هر دو طرف عقد ازدواج یعنی مرد و زن یکسان و مساوی است.

ماده ( 66) قانون مدنی افغانستان دراین مورد چنین صراحت دارد :

?عقد ازدواج با ایجاب و قبول صریح که فوریت و استمرار را افاده کند بدون قید وقت در مجلس واحد صورت می گیرد.?[10]

بر علاوه در رابطه به عقد ازدواج اسلام شرط گذاشته که زن و مردیکه عاقل و بالغ و رشید باشند میتوانند عقد ازدواج را منعقد کنند. با این تفاوت که اگر زن بیوه است خود دارای اختیار کامل بوده و اگر دختر است ایجاب مینماید تا اجازه پدر نیز در مورد اخذ گردد.

ولی باید یه خاطر داشت که این بدان معنانیست که پدر میتواند منحیث اختیار دار مطلق العنان بدون در نظر داشت میل و رضایت دختر ش به هر کسی که دلش میخواهد او را به نکاح دهد بلکه ضرور است تا رضایت دختر حاصل شود. و هر گاه پدر یاجد منحیث ولی بدون موجب مانع نکاح دختر تحت ولایت خود شوند ومصلحت و منفعت شخصی خود را در برابر مصالح علیای دختربرتری دهند ؛ حق شان ساقط می شود.[11]

در این رابطه قانون مدنی افغانستان نیز ازدواج صغیر ممیز بین سن 15 الی 16 سال را مشروط بر رضایت پدر صحیح التصرف یا محکمه با صلاحیت و عقد نکاح صغیر کمتر از 15 سال را به هیچ وجه جواز نمیدهد.[12] اعمال هر نوع فشار و جبر د رمورد خلاف آیین عقد است.

 

-       اختلاف سن زوجین:

در دین مقدس اسلام بر کفو[13] بودن زوجین در عقد ازدواج صراحت و هدایت موجود است که شامل حال برابری سن نیز میشود.

بر علاوه از نگاه اجتماعی هم در تمامی معاملات و قرار دادها چنانکه برابری میان دو طرف موجود می باشد، کمتر مناقشه و تخطی در آن به ظهور میرسد. تجربه نشان داده است که بسیاری اوقات زنان و مردانیکه با همسرشان اختلاف فاحش سن داشته اند اکثرأ از معرفی خود یا همسرشان در محافل و مجالس احساس شرم و خجالت زده گی کرده و حتی برای آنکه به چنین عملی مواجه نشوند کمتر در کنار هم جلو سایرین ظاهر شده اند.

 اما با تاسف چنانچه مثال های بالا را مرور مینماییم میبینیم که اکثریت قضایای فرا ر از منزل ناشی از ازدواج های طفولیت است که در آن تفاوت فاحش سن بین دو طرف موجود است. این امر خود باعث نارضایتی دختران شده و با استفاده از کوچکترین موقع به فرار از منزل دست میزنند.

 

-       فرار ناشی از خشونت:

معمول ترین نوع خشونت ها نزد زنان و کودکان، خشونت های خانوادگی است که از الفاظ رکیک بد و دشنام، لت و کوب شروع تا به سرحد جرح و قتل ادامه پیدا می کند.

زنان وکودکان قشرآسیب پذیر اند یعنی که در برابر خشونت ها و ناملایمات  مقاومت کمتر از مردان دارند بنأ در صورت تداوم خشونت زمانیکه احساس کنند که این امر لاعلاج شده است خود در پی یافتن چاره می برآیند.

گروهی بخاطر حفظ حیثیت و آبروی خود و خانواده و جلوگیری از شایعات دست به خودسوزی ها و خودکشی ها می زنند و گروه دیگر به این رسم پشت پازده و طریق ترک منزل را در پیش می گیرند به فکر آنکه مگر دوری از خانه و کاشانه بتواند مدت زمانی یا به شکل دایمی، آنها را دور از خشونت نگهدارد و هم طرف مقابل را متوجه اشتباه شان بگرداند. که با تاسف در کمتر خانواده ها چنین می شود. شوهر و فامیل هابجای بیان حقیقت و قبول ملامتی دست به شایعه پراگنی میزنند و برای برائت خود و ملامت نمودن زن معمولآ از حربه فساد اخلاق استفاده مینمایند. از آنجاییکه در جامعه اسلامی افغانستان فساد اخلاق از جمله منفور ترین اعمال به حساب میآید و از جانبی هم اثبات بیگناهی درینمورد بیشتر مشکل است؛ زنی که در جستجوی رهایی و عدالت از منزل فرار کرده است قربانی اتهامات مذکور میشود. این حالت خود راه برگشت مسالمت آمیز و با حیثیت دختر و زن فراری را می بندند

البته این خشونت ها نه تنها در زندگی زنان متاهل وجود دارد که موارد زیاد آن در زندگی دختران نیزدیده میشود. تبعیض در برابر فرزند دختر و پسر از جمله خشونت های است که کماکان به صفت یک عقده در وجود طفل پرورانده میشود و این عقده بعدآ یا به وسیله فرار از منزل، رو آوردن به فساد اخلاق و یا هم به وسیله خودکشی بروز میکند.

 

-       ازدواج های بدلی:

یک نوع معمول از رسم ها و عنعنات ناپسند درکشور ما به نام ازدواج های بدلی شناخته شده است. در ازدواج های بدلی زن بدل زن قرار میگیرد و معمولآ خانواده ها به خاطر جلوگیری ازپرداخت طویانه و سایر مصارف گزاف به این عمل مبادرت میورزند.  درین نوع ازدواج ها رضایت به صورت قطع مورد نظر نبوده به همین دلیل یکی از انواع ازدواج های اجباری محسوب میشود. ازدواج های بدلی کسر به مقام والا انسانی زن و دختر شناخته شده است زیرا درین نوع ازدواج ها زنان به مثابه متاع و مال معامله میشوند.

شمار این نوع ازدواج ها اندک نبوده و بر علاوه اثرات منفی در قبال این نوع ازدواج ها همیشه موجود بوده است. چنانچه یکی از قضایای ذکر شده در فوق در رابطه به فرار از منزل به همین موضوع اشاره میکند؛ که در اثر این عمل دختر قربانی مجبور به تحکیم روابط با پسر همسایه شده فرار میکند و عاقبت به زندان میرسد.

ماده (69)[14] قانون مدنی افغانستان به صراحت ازدواج بدل را ممنوع اعلام میکند ( در عقد ازدواج  زن، بدل زن دیگر قرارنگرفته و برای هر یک از زوجه ها مهر مثل لازم می گردد.)

با عمق نظر براین ماده چنین روشن میشود که بدل در تضاد با شرعیت و با قانون قرار داشته و هیچ عقدی در بدل عقد دیگر معامله نشده هر یک بذات خود مستقل می باشد.

 

-       فرار ناشی از (بد) دادن :

قانون جزای افغانستان بد دادن را به حیث عمل جرمی مستوجب سه سال حبس شناخته است[15]. اما در عمل بد دادن به حیث یکی از عنعنات بسیار عام بیشترین مورد استفاده در افغانستان رادارا میباشد.

دراین عنعنه بخاطر فروکش کردن منازعه و جلوگیری از قصاص و دعوی و بالاخره قتل و قتال بیشتر، دختران به هر سن وسالی که باشد از خانواده متخلف به خانواده متضرر ظاهرا به منظور وصلت و عروسی داده میشود.

برای وضاحت بیشتر توجه شما را به یک تعداد ازمثا لها که ازگزارش تحقیقی ?بد ُمسکن درد آور? گرفته شده جلب می کنیم.

?(ج) دختری 18ساله است که به خاطر نزاع برادرش با یکی از اهالی قریه بالای نوبت آب که منتج به کشته شدن فرد مذکور می شود به برادر مقتول به بد داده می شود.دراثر برخورد عقده آمیز اعضای خانواده ورفتارنادرست آنها ؛(ج) ازخانه فرار کرده ودستخوش مشکلات فراوان شده بلاخره به لجنزار فساد اخلاقی کشانیده می شود.?[16]

?دختری به خاطر عدم رضایت از نامزادی اش با کسی دیگر فرار می کند وخانواده پسر(نامزاد)خواهر 10ساله دختر فراری را ازطریق عنعنه بد از طریق فیصله جرگه دریافت می کنند.?[17]

?(ف) خانم 22ساله است که مااورادرمنزلش دریکی ازنواحی شهر کابل ملاقات کردیم؛این خانم که 7سال ازعروسی اش می گذرد به سن 11سالگی به دلیل اینکه برادرش با دختری طرح دوستی ریخت وبه اثر مخالفت خانواده ها به عروسی شان با دختر فرار کرده به خانواده(خانم برادرش)به بد داده شده است. ?[18]"

از همین جا میتوان شیرازه نابسامان زندگی آن زن را که پیامد یک معامله است پیشبینی کرد وحتی پنداشت که اولادهائیکه از چنین زنی بدنیا می آیند با چه سرنوشت و حالت روحی و روانی روبرو خواهند بود.

همینجاست که یکی از راه های حل فرا راه قربانیان عنعنه بد فرار از منزل قرار میگیرد و با ارتکاب این عمل ضدیت خود را نه تنها در قبال عنعنه بد دادن بلکه در قبلا خشونت های که برآنها تحمیل میشود؛ تبارز میدهند.

 

5. فرار از منزل و مسئله طلاق لفظی:

بر علاوه میبینیم که در بعضی موارد فرار از منزل در حالتی به میان آمده است که خانم به وسیله شوهر به صورت لفظی طلاق داده شده است و خانم به تصور اینکه او طلاق داده شده است از منزل بیرون میشود که بعدآ به اثر ادعای همان شوهری که او را به طور لفظی طلاق داده به اتهام فرار ازمنزل به زندان میرود.

در رابطه به طلاق قانون مدنی افغانستان  در مواد 139 بیان میکند ? (1) زوج میتواند به صورت شفوی و یا تحریری زوجه اش را طلاق نماید. هرگاه زوج فاقد این دو وسیله باشد، طلاق به اشارات معموله که صراحتآ معنی طلاق را افاده نماید، صورت گرفته میتواند. (2) طلاق به الفاظ صریحی که در عرف معنی طلاق را افاده میکند بدون نیت واقع میشود.?

آنچه درین بخش میخواهیم به آن اشاره کنیم اینست که به دلیل اینکه طلاق شفاهی و حتی اشاری در قوانین ما به رسمیت شناخته شده است؛ اثبات این امر که آیا زن از منزل فرار کرده است و یا بر اساس طلاق لفظی از خانه خارج شده بسیار مشکل و در بعضی حالات غیر ممکن به نظر میرسد. که در نتیجه خانم یا به جرم فرار از منزل و یا به اتهام جرایم اخلاقی به محاکمه کشانده میشود.

به عنوان نتیجه گیری از این مبحث باید تذکر داد که زنان و دختران آنچنان که گفته آمدیم در اثر فشار های فراوان روانی و فزیکی تصمیم به فرار از منزل میگیرند؛ اما آنچه قابل توجه است اینکه این دسته از زنان فقط و فقط به خاطر رهایی از وضعیت غیر قابل تحمل دست به این کار میزنند که در آن عمدتآ و بدون شک آنان از عواقب عملی که انجام میدهند به دلایل متعدد آگاهی ندارند:

اولتر از همه اینکه بر اساس نتایج این تحقیق عده زیادی از آنانی که دست به فرار از منزل زده اند از نعمت سواد بی بهره بوده اند که به همین دلیل طبیعی است که از عواقب عملی که انجام داده اند آگاهی ندارند. آنهایی که درین تحقیق با ایشان مصاحبه صورت گرفت و حتی آنانیکه به همکاری مردی دست به فرار زده بودند نمیدانستند که این عمل آنها جرم است و یا به عباره دیگر نمیدانستند که مجازات عمل شان چی خواهد بود.

به همین ترتیب از نظر روانی هرگاه حالت زن و یا دختری را که از اثر فشار های غیر قابل تحمل تصمیم به فرار گرفته است بررسی کنیم میبینیم که برای زنان و دختران که دلبستگی به خانه و اموال خانه از موضوعات بدیهی به شمار میآید و آنها حاضر میشوند به آنهمه پشت پا زده و دست خالی به جاده به بیرون از خانه برایند؛ به آن جاده که در آن، آنها را هرگونه خطر به شمول تجاوز جنسی تهدید میکند؛ این خود نشان میدهد که آنها در زمان تصمیم گیری استقرار فکری درست نداشته اند.

 اضافتآ رایج بودن طلاق های لفظی نیز به نوبه خود موقعیت زنان را بیشتر آسیب پذیر ساخته است.

 

6.  عوامل کمک کننده ضمنی در وقوع حوادث فرار از منزل:

بر علاوه آنچه در فوق از آن به عنوان عوامل اساسی فرار از منزل تذکر به عمل آمد؛ عوامل ضمنی دیگری هم موجود است که الزامآ به یک فرد و یا خانواده تعلق نداشته بلکه در برگیرنده ساختار ها و شکلیات فرا تر از محدوده خانواده ها میگردد. این عوامل که عمدتآ با عث بروز خشونت ها در برابر زنان شده و در اثر این خشونت ها در بعضی حالات زنان دست به فرار از منزل میزنند بیشتر ترکیبی از خصوصیات و اصول  اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میباشد. این عوامل ضمنی گاهی به دلیل عدم توجه مقامات مسوول و گاهی هم در اثر بافت های معین عنعنوی به میان آمده است. ما در اینجا عمده ترین این عوامل ضمنی را به بررسی میگیریم:

 

-       اصول و ساختار های اجتماعی:

به صورت کلی اصل ها میتوانند دارای منشا ظهور باشند و هم میتوانند نباشند. اصل ها میتوانند در گذشت زمان ارزش های متغیر داشته باشند؛ ارزش های جدید کسب کنند و یا هم منشا ظهور شان را از دست بدهند. بر علاوه یک عملی که گاهی بر اساس ضرورت انجام شده است میتواند به سرعت به یک اصل تبدیل شود. حد اقل دو دلیل عمده برای بقای یک اصل در اجتماع وجود دارد؛ یکی اینکه مردم از طریق آموزش ها و آگاهی های اجتماعی به آن اصل خو گرفته و حاضر به ترک آن نیستند, دوم حتی اگر افرادیی علاقمندی به ادامه تطبیق آن اصل ندارند بر اساس فشار های اجتماعی قادر به ترک آن نیستند.

عنعنات و رسوم نیز به مثابه قوانین آهنین برای سالیان متمادی به وسیله عده کثیری از افراد عملی میشود و آهسته آهسته به اصول و یا نورم های اجتماعی تبدیل میشوند. در اکثریت جوامع این نوع اصول  نوشته شده نمیباشد ولی زمانی که از آن سر باز زده میشود به بسیار وضاحت قابل شناخت میگردند. زیرا این اصول علی الرغم نا نوشته بودنشان حدود درست و نادرست را برای مردم مشخص میکنند.             در افغانستان مانند اکثر جوامع اصول و نورم های اجتماعی وجود دارند که حضور زنان و حقوق آنان را تحت شعاع قرار داده اند؛ نورم ها برای ازدواج، برای تعین نقش زن و مرد در اجتماع و در خانواده و امثال ان از جمله محسوب میگردند. طور مثال بیرون بودن مردان از خانه هیچ نوع حساسیت را تحریک نمیکند اما بیرون شدن زن از منزل همیشه باید با یک استدلال که بیرون رفتن او را تبرئه کند همراه باشد. ننگ و غیرت همچنان یکی از این اصل ها را تشکیل میدهد که مردان در افغانستان به مثابه مسولین حفظ عزت و غیرت خانواده شناخته شده اند.

نقش عنعنوی مردان در اجتماعات افغانستان که در بر گیرنده برخورد تبعیض آمیز و با دید محدود تر در مقابل زنان است به نوبه خود محدودیت های را برای زنان به بار آورده است. این محدودیت ها به خودی خود میتواند با عث بروز خشونت ها شده و منجر به فرارزنان از این محیط میشود.

به همین جهت برخورد با قضایای فرار از منزل از زوایه همان طرز دیدی که از اصول اجتماعی منشا میگیرد باعث میگردد که حتی آنانیکه در پی ارتکاب چنین عملی پای داوری می نشینند، بیشتر زیر تاثیر یک جهت قضیه که همانا فرار یک زن و یا یک دختر باعث لطمه به حیثیت خانواده شده و گویا زن و دختری از فرمان سرکشی کرده است، قرار می گیرند، بنأ نمیتوانند عادلانه داوری کنند و طرف ظالم برائت می گیرد و بدین ترتیب عدالت حاکم نمیشود بلکه بربی عدالتی مهر تایید گذاشته می شود.

 

تعلیم و تربیه:

اهمیت تعلیم و تربیه د ربهبود زندگی انسان ها و به خصوص بهبود وضعیت زنان از واقعیت های مسلم و غیر قابل انکار به شمار میآید. نخستین هدایت پروردگار به پیامبر واپسین تعلیم و تعلم است که در پرتو آن آدمی با بصیرت و دانایی گام بر میدارد و هر کاری را با تعقل به پیش می برد.

حدیث مبارک رسول اکرم (ص) ?طلب علم یا آموختن علم بر هر مرد مسلمان و زن مسلمان فریضه است? به صراحت ما را به اهمیت مسآله متوجه میکند. چنانچه دسترسی به تعلیم تربیه میتواند دررشد توانایی های انسان موثر واقع شده و او را بیشتر به طرف تعقل رهنمایی کند.

با اینکه تعلیم و تربیه به تنهایی و به حیث یگانه وسیله نمیتواند در وضعیت زنان تغییری را به وجود آورد اما به عنوان یکی از وسایل موثر میتواند در ایجاد تغییرات بنیادی نقش اساسی را بازی کند. گنجانیدن موضوعات در رابطه به جلوگیری از خشونت در برابر زنان در نصاب درسی مکاتب نیز میتواند در تغییر سلوک و روش نسل جدید در رابطه به نقش زن و مرد  مفید باشد. بر علاوه تعلیم و تربیه به دختران کمک میکند تا با دسترسی به امکانات اشتغال از وابستگی اقتصادی به مردان رهایی یابند. چنانچه مواد 28 و 29 کنوانسیون حقوق طفل به صراحت در رابطه به تضمین دسترسی اطفال به حق تعلیم و تربیه با توجه به تعلیم و تربیه کیفی که به رشد شخصیت طفل موثر باشد تاکید کرده است.

با وجود اینکه در سال های اخیر ارقام شمولیت اطفال دختر به مکاتب رو به رشد است اما در کنار آن ارقام عدم تداوم مکتب بعد از دوره ابتدایی برای اطفال دختر نیز از واقعیت های غیر قابل انکار است. این دختران که اکثرآ به دلیل ازدواج های طفولیت، غربت، فشار امور منزل، راه دور مکاتب از خانه هایشان، مصارف مکتب و فقدان فضای  مناسب تعلیمی از مکتب باز میمانند؛ از قربانی های اساسی خشونت محسوب میشوند که در نتیجه آنها را به فرار از منزل و یا به خودکشی سوق میدهد.

به همین ترتیب اثرات منفی بیسوادی والدین که در نتیجه قادر به درک درست احکام اسلام و قوانین نیستند؛ نیز در گسترش قضایای خشونت بار در برابر زنان نقش بازی میکند. که در نتیجه بازهم زنان و دختران به مثابه قربانی های اصلی در اجبار دست به فراراز منزل میزنند و یا به خودکشی متوصل میشوند.

 

-       عوامل اقتصادی:

محور اساسی زنده گی بشراقتصاد است وسایر عرصه های حیات اجتماعی از آن اثر پذیر اند. نقش اقتصاد نه تنها در رشد مادی یک جامعه بلکه در رشد معنوی آن نیز برازنده میباشد. زیرا با داشتن اقتصاد قوی جوامع قادر میشوند تا به امکانات بیشتر برای زندگی دسترسی پیدا کنند، علم بیاموزند مشکلات اساسی زندگی خویش را با استفاده از آن مرفوع کنند.

گرچه در رابطه به خشونت علیه زنان  اقتصاد به صورت کل عامل اساسی نمیباشد زیرا زنان در کشور های بسیار متمول جهان نیز قربانی خشونت ها میگردند؛ اما دراین میان استقلال اقتصادی زنان که چیزی مجزا از توانمندی اقتصادی بشری است از اهمیت به سزا برخوردار است. در تمام جهان به شمول افغانستان زنان بیشترین تعداد مردم غریب را تشکیل میدهند و غربت آنها متداوم تر از مردان است. غربت میتواند عامل و هم نتیجه خشونت در برابر زنان باشد. زنان متعلق به  تمامی ساختار های اجتماعی در خطر تجاوز و خشونت قرار دارند. عدم استقلال اقتصادی، محرومیت از حق ملکیت و محرومیت ازدسترسی به سر پناه، ترس از دست دادن سرپرست و اطفال باعث میشود که بیشتر زنان فضای خشونت بار را متحمل شوند و به دنبال عدالت قضایی نروند.

با اینکه سهمگیری زنان در اقتصاد مبرم و پر اهمیت است اما به خاطر اینکه سهم اقتصادی زنان و ارزش اقتصادی آنها حساب نمیشود؛ زنان مرتبآ خود را در موقف پاینتر از مردان مییابند؛ جاییکه مردان میتوانند بر آنها حاکم باشند. زیرا کار های زنان بدون پرداخت مزد باقی میماند. و تقاضای فراوان برای کار بدون پرداخت زنان یعنی کار در محیط خانه با عث میگردد که آنها فرصت های رشد قابلیت شان را برای کار با مزد از دست بدهند.

چنانچه اکثریت قریب به اتفاق وقایع فرار از منزل که به وسیله این گزارش بررسی شده است متعلق به زنانی است که از نظر اقتصادی توانمند نیستند. اگر زندگی زنان افغان به دقت دیده شود درمییابیم که آنها بیشترین کار و فعالیت اقتصادی را برای حرکت چرخ خانواده انجام میدهند اما تمام این فعالیت های شان در زمره کار های بدون مزد باقی میماند. ازاین جهت آنها در حالات مختلف تشریح شده دراین گزارش آسیب پذیر شده از سوی پدر و برادر در بدل پول معامله شده اند که منشا اساسی مشکلات بعدی شان  را نیز همین موضوع تشکیل داده است و در فقدان داشتن ارزش اقتصادی این زنان در میان خانواده ها ی شان بیشتر به حیث موجودات مصرف کننده ( به مقایسه با برادرانشان ) به حساب میآیند که در نتیجه نمیتوانند در تعیین سرنوشت خود نقش اساسی داشته باشند.

 

-       عامل خانواده 

?واژه خانواده ?تداعی کننده ، احساس امنیت واطمینان است وخانه سرپناهی خصوصی دربرابر فشارها ومشکلات دنیای خارجی ومکانی است که اعضای آن بتوانند درآرامش وامنیت کامل زندگی مسالمت آمیزی با یکدیگر داشته باشند.خانواده به منزله قرارگاه وحمایت گاهی است که برقراری تساوی شخصیت انسان را برعهد ه دارد.مهمترین وارزشمند ترین نقش خانواده، تامین محبت واقعی وعمیق بین اعضای آنست زندگی خانواده برای افراد بالغ اهمیت طلایی دارد، ممکن اهمیت آن برای دختران و زنان بیشتر است.

به هر حال نقش خانواده و والدین در تمام مراحل رشد شخصیت انسان اهمیت زیادی دارد، زیرا محیط خانوادگی یا محیط معادل آن مزرعه ای است که درآن همه عواملی که اجتماعی شدن فرد را میسرمی سازد پرورش می یابد.

یکی ازمهمترین دلایل گریز دختران وزنان جوان ازخانه پدری یا خانه همسر میکانیزم های کنترل یا سیستمهای فشار است که ازسوی خانواده سنتی وجامعه سنتی برافراد خانواده تحمیل می شود . رفتار های کنترل کننده معمولاً بدون توضیح وقانع کردن تنها روشهایی را به فردناسازگار تحمیل می کند، به همسری که تحت فشار است یا به مردی که به زور به عنوان همسربه اوتحمیل کرده اند علاقه ندارد . چنین شخصی نسبت به آینده احساس نا امنی می کند، چراکه به اجبار به وی می قبولانندکه باید وضع را تحمل کند وزندگی را ادامه دهد . دراین موارد همسریا دختر مجبور است فشار را بپذیرد ودرهمان حال احساس ناتوانی می کند، زیرا به صورت مداوم مورد بی احترامی قرار می گیرد . دراین حال برای اوراهی جز گریز ازمحدوده جغرافیایی کنترل اجتماعی نمی ماند، بنا براین تلاش می کند ازهرکسی که می شناسد فاصله بگیرد ودرمحیط دیگر سرنوشت خود را بجوید.

چنانچه تحقیقات ما نشان می دهد خانواده یکی از عناصر مهم در پدیده فرار ازمنزل می باشد.زیرا تقریبا 35% مفرورین بنابرفقدان والدین ویا فشار شوهر منزل را ترک کرده اند.

 

-       عرف و عنعنه:

عنعنه عبارت از یک عمل و تمرینی است که از زمانی که در خاطرات ما است تطبیق شده ولی به وسیله قانون معرفی نشده باشد و تنها به وسیله استمرار استفاده از آن قدرت تطبیقی پیدا کرده باشد. البته عده از این عنعنات درساختار عنعنات پسندیده در قوانین نیز امکان انعکاس را دارا میباشند. به عباره دیگر عنعنات و رسم و رواج ها در طبیعت یک منطقه وجود دارند و به واسطه استمرار استفاده از آن توسط اعضای جامعه قوت بیشتر پیدا میکنند.

این عنعنات تمام جهات زندگی افراد همان اجتماع را به شمول جهات مذهبی، معنوی قانونی و غیره احتوا میکند. اصول و اساسات ایجاد شده برمبنای همین عنعنات روابط افراد را با یکدیگر تعریف میکند.  به همین منظور عنعنات در تنظیم زندگی اجتماعات نقش مهمی دارند.

عده یی از عنعنات و رسوم زنان را در موقعیت آسیب پذیری و نا برابری قرار میدهند؛ به گونه مثال تعدادی از این عنعنات برای زنان اختیار و حق بسیار کمی در رابطه به مسایل مربوط به حق ازدواج ، استفاده از ملکیت و غیره قایل میشوند و در بعضی حالات این حق را کاملا سلب میکنند.

طور مثال عنعنات مربوط به ازدواج برای شوهر یا مرد حق بیشتر و حق حاکمیت بالای زن را قایل میشود که باعث وابستگی زن به مرد میگردد.

به همین ترتیب یکی دیگر از این نوع عنعنات ترجیح دادن فرزند پسر بر فرزند دختر است. این عنعنه باعث میگردد که دختر از حق مساوی دسترسی به صحت، غذای مناسب و تعلیم و تربیه و فرصت انتخاب همسر برخوردار نشود.

در اکثر جوامع به شمول افغانستان سلسله خانواده ها به وسیله پسر به پیش برده میشود، حفظ نسل و نام خانواده مربوط به پسران است، دختر در بسیاری حالات بعد از عروسی نام خانوادگی شوهر را اختیار میکند و نام خانوادگی خود را ترک میکند. ترس از دست دادن هویت خانواده باعث میشود همه خانواده ها بیشتر آرزوی فرزند پسر را داشته باشند. بعضی از مردان برای مرتبه دوم وسوم عروسی میکنند تا فرزند پسر داشته باشند.

ترجیح داشتن پسر باعث میگردد که در حالات مختلف خانواده ها دختران را قربانی حفظ پسران شان کنند، تبادله دختر در بدل جرمی کهظ پسر خانواده انجام داده است به خانواده متضرر که باعث ایجاد بدبختی های فراوان برای دختر میشود؛ یکی از اثرات آشکار ترجیح دادن پسر بر دختر است.

بر علاوه ازدواج در کودکی یکی دیگر از مشکلات عمده است که از طریق عنعنات تحمیل میگردد.  ازدواج در طفولیت دوران طفولیت طفل را به یغما میبرد ؛ دورانی که برای رشد، نمو فزیکی و روانی طفل بسیار ضرور است. در حقیقت ازدواج در خوردسالی ضربه خطرناکی است بر روان طفلی که میخواهد هنوز در کنار مادر و پدرش به سر برد و بر علاوه تفاوت فاحش بین دختر خرد سال و شوهرش که معمولا بسیار مسن تر از وی است باعث میگردد که هیچ نوع تشابه در احساسات و تمایلات آندو وجود نداشته باشد.

امروز در افغانستان حد اقل 90% زنان در دهات زندگی میکنند و آنها همیشه از انواع عنعنات و رسوم ناپسند که بالای شان تحمیل میگردد رنج میبرند. این عنعنات و رسوم خود باعث میشود تا زنان بعد از تحمل مشکلات زیاد بلاخره با فرار از منزل و یا با خودکشی خود را نجات دهند.

بر علاوه میبینیم که در شرایط کنونی افغانستان عامل عمده و اساسی که نیروی الزامی عرف را تقویت می بخشد علاقه در داشتن قدرت و حاکمیت است چه این حاکمیت در سطح خانواده باشد یا منطقه  و به دلیلی اینکه مردم اعتقاد قوی به عنعنات دارند اعمال عنعنات را مردان بیشتر به عنوان منشا حفظ قدرت نیز استفاده میکنند.

در نتیجه میتوان گفت که در بسیاری حالات عوامل ضمنی انگیزه قویتر برای وقوع حوادث فرار از منزل زنان تلقی میشوند.

  7.  بررسی موقف قوانین افغانستان در رابطه به فرار از منزل:

فراراز منزل به حیث یک عمل جرمی در قوانین افغانستان و به خصوص در قانون جزا افغانستان تعریف نشده است.  به همین جهت موقف قوانین افغانستان در رابطه به فرار از منزل بیشتر به اتکا به ماده [19]130 قانون اساسی کشور که تذکر میدهد ? در حالاتی که حکمی در رابطه به موضوع وجود نداشته باشد به اساسات شریعت اسلام رجوع میشود....?سرچشمه میگیرد.

همچنان مواردی در قوانین افغانستان وجود دارد که به صورت ضمنی به حالات مختلفی که میتواند به فرار زن و یا دختر از منزل رابطه داشته باشد؛ روشنی انداخته شده است. این موارد ذیلآ ذکر میگردد:

 

فرار به مقصد ازدواج: ماده[20](425) قانون جزا چنین صراحت دارد:

?هر گاه شخصی دختر را که سن (16) سالگی را تکمیل کرده باشد بمنظور ازدواج از محل اقامت اش با خود ببرد در صورت که به رضا و رغبت قانونأ با وی عقد ازدواج کند این عمل اختطاف شمرده نمی شود. رفتن به محکمه بمنظور نکاح و اخذ نکاح خط جرم نیست. ?

ضمنآ در همین مورد ماده [21](70) قانون مدنی نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد

 ?اهلیت ازدواج وقتی کامل می گردد که ذکور سن (18) و اناث (16) را تکمیل کرده باشد.?

همچنان ماده [22](80) قانون مدنی صراحت دارد: 

?هر گاه عاقله رشیده بدون موافقه ولی ازدواج کند. عقد نکاح نافذ و لازم می باشد.?

 

فرار به مقصد ارتکاب جرایم اخلاقی: و در صورتیکه فرار زن از منزل به هدف ارتکاب جرایم اخلاقی صورت بگیرد این موضوع بر اساس ماده 427 قانون جزا افغانستان بررسی میگردد که چنین آمده است:

 ? شخصیکه با مونث زنا یا لواط ویا با مذکر لواط نماید حسب احوال به حبس طویل محکوم می گردد...?

سایر جنبه های فرار ازمنزل به شمول فرار از خشونت در قوانین انعکاس روشن ندارد.

 

8. مشکلات فرا راه رسیدگی به قضایای فرار از منزل

با اینکه قوانین در افغانستان فرار از منزل را به مفهوم مجرد آن جرم ندانسته اند اما در عمل این موضوع در ادارات عدلی و قضایی افغانستان مورد بررسی قرار میگیرد. و بر علاوه به دلیل اینکه این موضوع در قانون وضاحت ندارد رسیدگی به آن را به حکم ماده 130و131قانون اساسی محول میکنند. شرایط و حالات مختلفه در رابطه به فرار از منزل که از دیدگاه شریعت به این موضوع ارتباط میگیرد به گونه های مختلف تبارز میکند. ما در اینجا میخواهیم نحوه رسیدگی به قضایای فرار از منزل را به اتکا به ماده 130و131 قانون اساسی از نظر تعدادی از مسوولین ارگان های عدلی و قضایی بیان کنیم و در ضمن تبصره بر عملی بودن آنها داشته باشیم:

 

الف: ?در صورتیکه نزد حًارنوال موظف حین بررسی قضیه فرار از منزل ثابت گردد که فراری برعلاوه فرار از منزل مرتکب جرم یا عملی دیگر شده باشد از طرف حًارنوال موظف تائید یا قرار توقیف آن صادر می گردد و در ظرف پانزده روز اقامه دعوی ( صورت دعوی) را ترتیب و به محکمه ذیصلاح ارائه میدارد اگر تحقیقات در مورد قضیه مذکور به اکمال نرسیده باشد بمنظور اکمال تحقیقات پانزده روز دیگر را از محکمه تمدید می گیرد بعد از تکمیل تحقیق دوسیه را به محکمه ارائه و برای متهم نوع جزا و اندازه جزائیکه مناسب حال وی باشد تقاضا می کند ودر صورتیکه حًارنوال موظف در ختم تحقیقات تشخیص کند که دلایل موجه و کافی الزام وجود ندارد دوسیه قضیه مذکور را حفظ می نماید.?

ب: ? البته اجراات در مورد ارتباط به اصل قضیه می گیرد. که در جریان تحقیق روشن می شود اگر فرار از منزل انگیزه جرمی غیر قابل تحمل احکام اسلامی و قوانین نافذ کشور نداشته باشد در دفاع از حق موصوفه در روشنی احکام شریعت و قانون اقدام می گردد. گویا که دولت و ادارات حقوقی مدافع حقوق موصوفه میباشد.?

ج: ? از نقطه نظر اصول، قانون و شرع، هر گاه خشونت و زجر و شکنجه در یک خانواده ظهور میکند و این خشونت به حد اعظمی میرسد که خانم خانواده متذکره مجبور به فرار میشود؛ قبل از فرار از منزل، علل و انگیزه فرار و خشونت وارده را باید به ارگانهای عدلی و قضایی اطلاع دهد تا ادارات ذیربط بوقت و زمان اش جلو خشونت و بد رفتاری را بگیرد و علل وانگیزه آنرا جستجو نمایند و اگر فرد فراری از خشونت و بد رفتاری علیه خویش بکدام مرجع قانونی اطلاع ندهد در این صورت هیات ضبط قضائی با در نظر داشت عملکرد فراری مطابق حکم مواد ( 130و 131) قانون اساسی کشور وی را قابل تعقیب میدانند. و اگر فرار از منزل به مقصد اجرای عمل غیر اخلاقی و شرعی باشد مطابق حکم ماده ( 427 )[23] و یا با در نظر داشت ماده( 29) [24]قانون جزا افغانستان قابل تعقیب بمرجع قضائی دانسته میشود.?[25]

د: ?در قانون جزای افغانستان در رابطه به نشوز[26] کدام ماده وجود ندارد تا بر مبنای آن تکلیف ناشزه مشخص شود.عدم گنجانیدن این موضوع در قوانین بدین معنی نیست که مقنن از روی فراموشی و یا سهوأ به موضوع تماس نگرفته است بلکه از آنجاییکه نشوز حالات و انواع متعدد دارد که در یک نوع ان حسن  نیت و نیکی نهفته است ؛ مثلأ عیادت پدر و مادر و یا خروج از منزل به اثر فشار های غیر موجه و غیر قابل تحمل شوهرکه در آن  قصور کمتری در اراده ناشزه میباشد که البته درجه مسولیت با توجه به نیت ناشزه از خروج از منزل بیشتر میگردد و در مواردی که انگیزه برای هموار ساختن روابط نا مشروع با فرد بیگانه و حتی در بعضی موارد منجر به روابط متداوم غیر مشروع و بردن اموال و اولاد از خانه را در بر گیرد به برخورد قضایی ضرورت پیدا میشود.[27]

لهذا بر مبنای تعدد انواع نشوز مقنن آگاهانه آنرا در قانون جزا داخل نکرده است. ولی شریعت اسلامی جنبه های مختلف آنرا در نظر داشته است اگر قصور ناشزه اندک باشد ممکن قضیه با توصیه خاتمه یابد و در موارد که ناشزه شدیدأ قصور داشته و حرمت خانواده گی را زیر پا و روابط زنا شوهری را در نظر نگرفته و خلاف شرع عمل نموده قاضی متناسب به قصور اش جزای حبس را تجویز و حکم می نماید.?

با توجه به نظر فوق میتوان استنباط کرد که در حالتی که فرار از منزل به منظور ارتکاب جرایم اخلاقی و جنایی صورت گرفته باشد؛ مرتکب نباید تحت عنوان فرار از منزل مورد تعقیب قرار گیرد بلکه به اتهام عملی جرمی که تعریف قانونی دارد باید با او برخورد صورت گیرد.

هـ : ? اجراات ارگان حًارنوالی در برخورد با قضایای جرمی بر اصل عدالت قضائی متکی میباشد. گرچه تعقیب مجرمین وظیفه قانونی حًارنوالی بوده اما دفاع از یک فرد بی گناه مکلفیت مسلکی آن میباشد. هرگاه در جریان تحقیق برملا گردد که فرار زن از منزل شوهر بالاثر شکنجه بدنی  و خشونت صورت گرفته نه تنها شخص متضرر در سایه حمایه قانون قرار میگیرد بلکه شخص که قانون را نقض و همسر خویشرا بدون موجب مورد شکنجه قرار داده است مورد سوال و پیگیرد قانونی قرار می گیرد. مشروط بر اینکه فرار زن از منزل با حسن نیت بوده یعنی اینکه باشخص دیگری نامحرم ارتباط نداشته اقارب نزدیک وی از قبیل پدرومادر برادر وغیره ازاین امر درجریان بوده و زن بعد از فرار درمنزل اقارب محرم ویا موسسات خیریه دولتی پناه برده باشد.?[28]

و: ? درصورتیکه یک خانم بنابر انگیزه معقول ازمنزل شوهر فرار کند اولاً باید قبل از فرار به مراجع مربوطه رسمی مراجعه و شکایت نماید زیرا شرع و قانون از همچو خانمها حمایت می نماید و در صورت عدم مراجعه به مراجع رسمی بعد از فرار نیز به منزل محارم شرعی از قبیل برادر، کاکا، ماما را که از اقارب محارم باشد پناه برده باشد در غیر آن به اتهامات گوناگون مورد سوظن و باز پرسی قانونی قرار می گیرد. که البته در صورت تثبیت اتهام عندالمحکمه تعقیب و در غیر آن بری الزمه شناخته میشود و در برابر خشونت بعمل آمده علیه وی عامل خشونت مورد تعقیب قانونی قرار میگیرد.?[29]

ز: ? اگر فرار ازمنزل بهانه بوده باشد به مقصد اجرای عمل غیر اخلاقی و شرعی و حًارنوال با تحقیق الزام را بالایش وارد و در یافت نموده باشد مطابق احکام قانون جزا قابل تعقیب عدلی دانسته و از پیشگاه محکمه برای متهم مذکور مطالبه جزا را می نماید. نزد محکمه مطابق حکم ماده 427 بادرنظر داشت ماده ( 29) قانون جزا محکوم دانسته میشود.?

بر طبق این رسیدگی محکمه متهم مذکور حق دفاع را خودش یابه گرفتن وکیل مدافع، حق سکوت، حق استیناف خواهی، تمیز طلبی و غیره . . . دارا است.

ح: ? حالت جبر و اکراه، در صورت اثبات مسولیت جزائی را از بین می برد اگر چه حرمت فعل بحال خود باقی میماند یعنی اگر خانم به این علت منزل شوهر را ترک میگوید با وجود حرمت فعل مسولیت جزائی ندارد.?

ک: ? در طلاق لفظی خانم در فکر آینده خود میشود و رعایت قیوداتی را که عقد نکاح برای او ببار آورده بود برای خود لازم نمی داند و به ترک منزل شوهر می پردازد این هر دوحالت عوامل رفع مجازات میباشد چرا که رضایت و اختیار را از بین می برد و بحکم قاعده ? الضرورات تبیح المحظورات? یعنی ضرورتها موانع را از بین می برد. مسولیت جزائی را نیز زائل می سازد- ولی نباید ضرر به ضرر معامله شود و ترک منزل بهدف نامشروع صورت گیرد او در هر دو صورت یا به مرجع رسمی بمنظور دادخواهی و یا به خانه اقارب و محارم بمنظور اطلاع دهی منزل را ترک گفته میتواند.?[30]

ل: ? جبر و اکراه دائمی در محیط خانواده از طرف شوهر علیه خانمش درست نبوده اگر واقعأ چنین باشد زن می تواند بمراجع امنیتی شکایت کنند و یا با اقارب خود حالی سازد تا اوشان بمراجع مربوطه اطلاع دهند بر آمدن زن از خانه بمنظور شکایت و یا اطلاع به اقارب جرم نبوده ایفای حق بوده ولی رفتن با نامحرم جرم است و جبر و اکراه بهانه طلاق رهائی را مفهوم دارد اگر طلاق ثابت باشد  رفتن آن از خانه شوهر فرار گفته نمی شود. و اگر تحت اتهام فرار قرار گیرد حًارنوال با تحقیق الزام و عدم الزام را در یافت می کند و موقف قضا راجع به قانون روشن است که اگر در قضیه قانون صراحت نداشت رجوع به فقه می شود.? [31]

م: ? زنهائیکه از خانه شوهر شان به دلیل جبر و ظلم فرار می کنند اگر بخانه محارم شان پناه ببرند درآن کدام جرم و گناهی موجود نیست همچنان اگر در غیر محارم شان بروند اما نشست آنها با زن باشد و همراه غیر محارم خلوت نکنند هم جرم نمی باشد. بشرطیکه محارم نداشته باشد و یا اینکه از طرف محارم شان احساس خطر نمایند، البته نشست وسپری کردن شب همرای مردانی که از جمله اقارب محارم شان نباشد شرعأ جرم پنداشته شده مرتکب تعزیرأ قابل مجازات میباشد.? [32]

در رابطه به قضایای فرار به هدف ازدواج چنین ابراز نظر صورت گرفت:

? نقش والدین در معامله ازدواج دخترشان در حال تحقق شرایط ضروری و رضایت طرفین به این عقد صرف جنبه اعزازی و تشریفاتی دارد حضور و موافقت آنها از جمله شرایط مربوطه به عقد نمیباشد تا عدم رعایت آن جرم شمرده شود?. [33] چنانچه بر اساس ارقام ارائه شده توسط محکمه خانوادگی ؛تقریبأ (21) نکاح به موافقت دختر و پسر بدون رضایت والدین شان در طی شش ماه سال گذشته به محکمه اختصاصی فامیلی بر اساس  عقد قانونی صورت گرفته است.

از آنچه در فوق اظهار گردید ما میخواهیم برای بحث در رابطه به مشکلات فرا راه رسیدگی به قضایای فرار از منزل روی چند مورد ارائه شده به وسیله مسولین عدلی وقضایی مکثی داشته باشیم:

 

-       شرط اطلاع دادن به مراجع عدلی و قضایی قبل از فرار:

در قدم اول زنانی که دست به فرار از منزل میزنند به اساس نتایج این گزارش اکثرا خانم های بیسواد و کم سواد اند که به هیچ نوع اطلاعات حقوقی دسترسی ندارند و در نتیجه از امکانات و زمینه های که بتواند آنها را حمایت نماید نیز بی خبر اند. درچنین حالت این خانم ها زمانی که دست به فرار از منزل میزنند بدیهی نیست که به مشکلات و موانع مواجه میشوند که بعضا این مشکلات آنها را به بیراهه سوق میدهد. ...

-       شرط اطلاع دادن به محارم شرعی و سایر اعضای خانواده:

چنانچه در مفهوم خشونت در برابر زنان صحبت نمودیم این خشونت بیشتر پدیده داخلی است که معمولآ از اجتماع داخل خانه نشات میکند. برعلاوه تذکر دادیم که اکثریت موارد فرار از منزل در حقیقت ناشی از ازدواج های اجباری بوده که در سنین مختلف بالای دختران از طرف خانواده شان تطبیق گردیده است. از طرفی هم موضوعات مانند ناموس، غیرت و امثال آن از واژه های اند که بیشترینه در ضدیت با زنان استفاده شده اند. این عوامل به ذات خود عرصه را برای دختر و یا خانمی که از خشونت های خانوادگی فرار کرده است تنگ میسازد که اول جرئت نماید و دوم اعتماد نماید و دوباره به افرادی که قبلآ مسول مشکلات امروزی او هستند مراجعه نماید. از اینرو اکثر دختران بدون توجه به این موضوع و بعضآ هم به اثر نداشتن آگاهی کامل از منزل بدون دادن اطلاع به فردی فرار میکنند.

 

-       شرط ثابت ساختن مسله طلاق:

یکی از کلیدی ترین موضوعات در مباحثات متجربین قضایی و عدلی کشور در رابطه به قضایای فرارازمنزل این بود که اگر فرار از منزل به دلیل دادن طلاق شفاهی صورت گرفته باشد و این موضوع ثابت شود؛ خانم مواخذه نمیگردد. اما باید توجه داشت که قانون با دادن حق طلاق شفاهی و حتی اشاری[34]  به مرد زمینه و امکان اثبات آنرا از قبل بسیار محدود ساخته است. بر علاوه چون ازدواج ها و طلاق ها به ندرت رسمآ ثبت میگردند، هر زمان امکان انکار از دادن طلاق نزد مرد موجود میماند. از طرف دیگر زنان چنانچه قبلآ هم ذکر شد از این همه موارد آگاهی کامل ندارند و نمیدانند در برخورد با چنین حالتی به کجا مراجعه کنند؛ در نتیجه به تصور اینکه طلاق صورت گرفته از خانه بیرون میشوند و در بسیاری حالات وقتی بعد از گذشت زمانی دوباره ازدواج میکنند؛ شوهر اولی میرسد و ادعا میکند که او هرگز خانمش را طلاق نداده است و در نتیجه خانم به اتهام فرار از منزل مجازات میگردد.

-       شرط اقامت در موسسات خیریه و شرط همراهی با یک زن در جریان فرار و یا در محل اقامت بعد از فرار:

این شرط هم با اینکه ممکن است اما بازهم با در نطرداشت مشکل عدم دسترسی زنان به معلومات و اطلاعات کامل ممکن است آنها از چنین شرایط اطلاعی نداشته باشند.

با درنظر داشت استدلالی که در فوق ذکر شد میخواهیم به عنوان نتیجه بیان کنیم که لازمست با زنانی که از منزل فرار میکنند در قدم اول به مثابه یک قربانی برخورد صورت گیرد و کوشش شود عوامل و انگیزه های که او را به این امر واداشت بیشتر و عمیقتر بررسی گردد، تا عدالت به معنی واقعی آن قابلیت تطبیق را پیدا کند.

 

   9.  فرار از دیدگاه مردم:

در مصاحبه هائیکه با تعداد (276) تن ازجمله افراد مختلف و مربوط به اقشار متفاوت اجتماعی صورت گرفت نقطه نظر های متفاوت در زمینه فرار از منزل دختران و زنان مطرح گردید؛ با اینکه این نظریات اکثرآ طرفدار برخورد عادلانه با زنان و دختران که از منزل فرار کرده اند میباشد اما قسمتی از این نظریات درک و باور عنعنوی در جامعه افغانستان را نیز نمایان میسازد. در ذیل به طور مختصر بعضی از این نظریات را مرور میکنیم:

تعدادی زیادی از افراد یعنی (205) تن از جمله (170) تن طرفدار تامین حقوق زنان و دختران از جانب خانواده، اولیا و شوهران شان بوده و بطور کل با هر گونه خشونت و حق تلفی ناشی از برخوردهای تبعیض آمیز جنسی بین دختر و پسر در جهت انتخاب همسر، تعلیم و تربیه و دیگر حقوق و آرزومندی های شان ابراز مخالفت می کردند و فرار زنان و دختران را هم ناشی از عدم رعایت این دو اصل مهم میدانند, این عده در گام نخست والدین را مکلف و مسوول میدانند که بایست اولادهای شان اعم از پسر و دختر را به مکتب و دانشگاه بفرستند و در زمینه تعلیم و تربیت شان سعی بلیغ مبذول دارند و ایشان را به حقوق خود و دیگران ملتفت سازند, از قیودات بیجا و سرزنش های بی مورد ابا ورزیده و در همه امور بالاخص تعیین سرنوشت آتی زندگی شان با آن ها مشوره نموده و به نظریات و عقاید شان احترام بگذارند.

بعضی از این دیدگاه ها را در رابطه به فرار از منزل مرور میکنیم:

?متاسفانه بیشترین جار و جنجال های زندگی و از جمله فرار زنان و دختران از منزل در میان خانواده هایی بروز می کندکه از نعمت سواد بهره کافی نداشته به تعلیم، تربیه و تامین حقوق دیگران کمتر توجه ای داشته اند و همین امر میتواند انگیزه ازدواج های اجباری و قبل از وقت را ایجاد نماید که عواقب ناگواری را درقبال میداشته باشد، به همین دلیل دختر و زنی که از منزل فرار کرده در بسیاری حالات مجرم نه بلکه قربانی میباشد.?

? بیشتر واقعات فرار از منزل ناشی از ازوداج های اجباری، تفاوت سن، به عقد در آوردن دختران در سنین کم، موجودیت مادراندرهای خشن و نهایتأ عدم رضایت در ازدواج ها میباشد.

زنان و دخترانی که از روی ناچاری و یا عدم آگاهی از حقوق شان که شریعت اسلامی و قانون از آن حراست و حمایت مینماید، از منزل فرار می نمایند خواه نا خواه با مشکلات و نارسایی های ناخواسته دیگر و از جمله دوری وانزوا از جامعه و دوستان شان مواجه میشوند.?

?جامعه سنتی ما نمی تواند زن و دختری را که از منزل فرارکرده باشد دوباره با همان وقار و منزلت نخستین در آغوش گیرد و این همان لکه ایست که سالیان طولانی بر جبین روابط اجتماعی اش نمایان می گردد.?

?در حالیکه اکثریت مطلق جامعه ما از یک طرف ازدواج های قبل از وقت و اجباری و عدم رضایت دختران رویه زشت و نامطلوب شوهران و خانواده های شان و در نهایت حق تلفی ها وخشونت ها و رویه زشت و نا مطلوب را عامل فرار زن و دختر از منزل قلمداد می کنند، با آنهم این عمل را نامطلوب و توجیه ناپذیر خوانده و تاکید بر راه های حل دیگر چون جستجوی راه های مناسب مثل پناه بردن به قانون و سایر طرق معمول و قابل قبول دارند.?

? این عمل از نظر عرف قدیم که تا امروز معمول وپا بر جا است چنان زشت است که در بسیاری از جاها غیر قابل بخشش بوده و بعضی ها صرف قتل ناموسی را جبران آن میدانند.چنانچه این عمل اکثرأ واقع شده است زیرا مردان شامل پدر، شوهر، برادر و سایرین چنین عملی را برای خانواده های شان ننگ و بی عزتی تلقی میکنند.?

 

10. نحوه رسیدگی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان به قضایای فرار ازمنزل:

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که وظیفه نظارت ، ارتقا و حمایت حقوق بشر را بر اساس قانون اساسی افغانستان دارا میباشد و به صورت مشخص قضایای خشونت در برابر زنان را همه روزه مورد بررسی قرار میدهد نیز با قضایای فرار از منزل مواجه میگردد.

نحوة اجراآت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را به قضایای فرار از منزل ذیلآ مرور میکنیم:

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان قضایای فرار از منزل را به دو شیوه مورد رسیدگی قرار میدهد؛ اول به وسیله رسیدگی به شکایات وارده از طرف متضرر و یا وابستگانش و دوم از طریق نظارت مستقیم از محلات سلب آزادی، توقیف گاه ها، مراکز اصلاح و تربیت  و امثال آن.

در مورد اول یعنی در مواردی که شکایت راجع میشود و یا خود زن و یا دختر فراری به کمیسیون مراجعه میکند؛ کمیسیون این خانم ها را از طریق وزارت امور زنان به خانه های امن معرفی میکند و در صورتی که قضایای آنها از این طریق به صورت مستقیم حل نشود کمیسیون رهنمایی ها و مشورت های لازم را با وزارت امور زنان و در صورت ضرورت با ادارات عدلی و قضایی ارائه میدارد. بر علاوه کمیسیون کوشش میکند تا از طریق میانجیگری موثر زمینه بازگشت زن و یا دختر را به خانواده اش مساعد گرداند و برای کسانی که عامل فرار زن از منزل گردیده اند توصیه های لازم را ارائه نماید.

در مورد دوم هرگاه کمیسیون در جریان نظارت های دوامدارش از مراکز سلب آزادی به مواردی بر بخورد که ثابت شود یک زن صرفآ به دلیل فرار از منزل در زندان به سر میبرد و یا ثابت شود که دوسیه او به صورت جدی مورد غور و رسیدگی قرار نمیگیرد و یا مشکلاتی دیگری وجود دارد در رابطه به حل این مشکلات به صورت مستقیم با مسولین داخل تماس شده کوشش میکند تا این مشکلات را از مجرای قانونی آن حل کند.

 

11. نحوه رسیده گی ریاست حقوق وزارت امور زنان به قضایای فرار از منزل:

وزرات امور زنان به مثابه یکی از نهاد های مسول دولتی در قبال حمایت و انکشاف حقوق زنان نیز به قضایای خشونت در برابر زنان و همچنان قضایای فرار از منزل مواجه است. چنانچه این وزارت در جریان سال 1384 به تعداد (118 ) قضیه فرار از منزل را بررسی کرده است.

ریاست حقوق وزارت زنان در رابطه به نحوه رسیدگی شان به قضایای فرار از منزل چنین ابراز نظر میکند.

زنان و دخترانیکه از منزل فرار می کنند و بریاست حقوق مراجعه میکنند در قدم اول برای آنها مشوره های سالم داده میشود که باید به خانه خویش برگردند. اما در صورتیکه بازگشت آنان ممکن نباشد موضوع آنها بمراجع عدلی و قضائی محول میگردد. به طور عموم به محکمه اختصاصی خانوادگی جهت بررسی و فیصله فرستاده می شوند و یا هم طبق برنامه کاری به ریاست حقوق ولایت کابل فرستاده می شوند.

این ریاست سن زنان و دخترانی که به فرار از منزل روی میآورند معمولا بین 13 الی 40 سال بیان میکند. ریاست حقوق وزارت امور زنان  عوامل ذیل را بیشتر سبب فرار زنان و دختران ازمنزل میداند:

1-        عدم درک و تفاهم مناسب میان والدین و فرزندان

2-        عدم تناسب و هماهنگی میان نیازمندی های اجتماعی جوانان و درک خانواده ها

3-        عدم آگاهی دختران از عواقب فرار از منزل

4-        تحمیل ازدواج های اجباری بالای دختران

5-        تحمیل ازدواج ها در سنین کودکی

6-        سطح پائین اقتصاد

7-        خشونت های خانوادگی

این وزارت در رسیدگی به قضایای فرار از منزل به مشکلاتی نیز مواجه است؛ چنانچه زمانیکه قضایای فرار از منزل به این ریاست مراجعه میکند، ریاست حقوق این وزارت در قدم نخست در قسمت نگهداشت و محافظت آنان بمشکل مواجه میشود چون در اکثر این قضایا زنان فراری دوباره به خانواده هایشان برگشت نمی توانند.

در قدم بعدی این وزارت در قسمت پیشبرد قضایا، دچارمشکلات شده زیرا از یک طرف مراجعه کننده واقعیت را بازگونمی نماید و آنرا کتمان مینماید و از طرف دیگر زمانیکه موضوع نسبتی شان به مراجع ذیربط و یا محاکم راجع میگردد، در آنجا نیز مشکلات فراوانی چون عدم اجراآت درست ارگان های ذیربط و عدم تطبیق درست قوانین نافذه کشور باعث کندی در پیشرفت قضایا بوده که روی این ملحوظ اکثریت قضایای فرار از منزل، بصورت صحیح آن تحت بررسی قرار نگرفته و وصف جرمی آن تغییر میکند و مطابق آن جزاهای متفاوت به آن تعیین میگردد که از این ناحیه فعلأ زنان به مشکلات جدی مواجه اند .   

 

12. نحوة رسیده گی خانه امن ( شلتر) به زنان فرار از منزل:

خانه های امن که بیشتر به نام (شلتر) شناخته شده اند درین اواخر به وسیله نهاد های مدافع حقوق زنان ایجاد شده اند. هدف اساسی از ایجاد این خانه ها ایجاد یک مکان برای زنانی است که در اثر خشونت های خانوادگی و حوادث مختلف بی سرپرست و بی خانه میشوند، و هیچ جایی برای پناه بردن ندارند؛ البته این خانه ها صرفآ برای نگهداری موقت از زنان بی سرپرست فعالیت می کنند و زمانی که اطمینان از حل مشکل زنان مذکور حاصل شده آنها از طریق وزارت امور زنان در قید ضمانت دوباره به خانواده هایشان بر گردانده میشوند.

با اینکه شمار این خانه ها اندک است اما توانسته اند به یک مکان مصون برای زنان تبدیل شوند.

بر اساس معلومات ارائه شده از طرف مسول یکی از خانه های امن درین خانه حدود 25 خانم فعلا بود و باش دارند که عمدتآ بر اساس خشونت های خانوادگی مجبور به فرار گردیده اند. قضایای فرار از منزل عمدتأ از طریق وزارت امور زنان به خانه های امن راجع شده است که دوسیه های آنان در محاکم و ادارت عدلی در جریان قرار دارند. درین میان همچنان قضایای است که قبل از ارجاع به محاکمه بر اساس تفاهم با خانواده های شان و با اخذ ضمانت دوباره به خانواده های شان بر گردانده شده اند.  البته بر گرداندن زنان به خانواده های شان صرفآ بر اساس رضایت خود خانم و تنها زمانی که خانم از مصونیت خود در منزل اطمینان حاصل نماید صورت میگیرد و بر علاوه قبل از تسلیم دهی اطمینان حاصل میشود که جار و جنجال های موجود بر طرف شده باشد.

یکی از کارکنان خانه های امن در رابطه به مشکلات اصلی این زنان و دختران چنین گفت:

? عمده ترین مشکل خانمهای که در این نوع مراکز بود باش دارند عبارت از بلاتکلیفی شان می باشد به بیان دیگراین عده ازخانمها یک مدت مدیدی را دراین مراکز بسر می برند تا موضوع ویا مشکل شان حل شود واینده شان معلوم شود وگاهی هم اتفاق می افتد که یکعده ازاین خانمها سالیان درازی را دراینجا بسرمیبرند بدون اینکه از اینده خود باخبرباشند زیرا خانواده های شان به برگشت دوباره شان حاضرنمی باشند وامکانات جذب شان دراجتماع نیزمیسرنیست ?[35]

بر علاوه در ین خانه ها زنانی که بعد از فرا ر از منزل به زندان رفته اند و بعد از ختم معیاد زندان کسی حاضر به پذیرش آنها به خانواده نشده است نیز به سر میبرند که فعلآ به تعداد (9) تن از این خانم ها در خانه امن به سر میبرند.


 

 

 

 

بخش سوم

نتیجه گیری و پیشنهادات

 

 

نتیجه گیری:

با در نظر داشت مواد جمع آوری شده فوق و عمدتآ عوامل و انگیزه های فرار از منزل به صورت خلاصه چنین نتیجه میگیریم:

1.   عوامل و علل فرار از منزل زنان پیامد ازدواج های دوران کودکی وازدواج های  اجباری، خشونت های خانواده گی، بیسوادی و عدم  آگاهی از حقوق (شرعی و قانونی) و امثال آن می باشد که این عوامل باعث میگردد؛ دختران به موجب فرار از مشکلات از منزل فرار کنند.

2.   علل و انگیزه فرار از منزل دختران خشونت و حق تلفی های ناشی از برخوردهای تبعیض آمیز جنسی بین (دختر و پسر) در جهت انتخاب همسر، تعلیم و تربیه و دیگر حقوق و آرزومندی هایشان میباشد.

3.   فرار از منزل زن نه از نگاه شریعت اسلام و نه از نگاه قوانین نافذه کشور و میثاق های بین المللی به صورت مجرد آن جرم نیست مگر اینکه مرتکب کدام عمل دیگر خلاف شرعیت و قانون گردیده باشد.

4.   اگر دختر بالغ و عاقل بدون موافقت و حضور والدین برضا و رغبت خود همرا با کفو یعنی مرد مساوی خود به نکاح صحیح و شرعی ازدواج کند این عمل وی از نگاه شرع و قانون جرم شمرده نمی شود.

5.    عدم مراعات ماده (70-80 و بند ماده 71) جلد اول قانون مدنی و بند اول ماده (517) قانون جزا یکی از آشکار ترین تخلفات از مواد قانون در تصمیم گیری های ازدواج دوران کودکی و ازدواجهای اجباری بدون رضا و رغبت می باشد که بلاخره به فرار از منزل منجر میشود.

6.   ازدواج ها در اثر معاملات که انگیزه های اقتصادی دارند مانند ( بدل و بد دادن) بدون در نظر داشت رضا و رغبت، سن زوجین نیز باعث فرار دختران از منزل میگردد.

7.   بررسی دقیق قضایای ثبت شده نشاندهنده آن است که گراف بالای حوادث فرار از منزل  در میان جمعیت بیسواد و کم سواد و آنانی که آگاهی کمتری از حقوق شرعی و قانونی قرار دارند؛ واقع میگردد.

8.   ناسالم بودن برخی ارگانهای امنیتی سبب ایجاد مشکلات بیشتر در راه تامین حقوق همه مردم مخصوصأ زنان و دختران ناآگاه جامعه شده است.

9.   بررسی قضایای ثبت شده نمایانگر ارجحیت عرف و عنعنات بر شعایر اسلامی و قوانین کشور در میان اکثریت مردم می باشد.

10.         در اکثر قضایای فرار ثابت و آشکار دیده شده است که اقتصاد ضعیف عمدتأ زمینه  نامزدی ها و ازدواج های دوران کودکی دختران جوان و زنان بیوه را مساعد ساخته است.

11.         از مصاحبه با ملا امامان مساجد استنباط میگردد که آنها نیز در بعضی موارد تحت تاثیرات عرف و عنعنات محل قرارگرفته و احکام شرعی را نمیتوانند جهت رهنمائی زنان و دختران به صورت واضح و آشکار بیان کنند.

12.         خشونت استقلال فکری زن را از بین می برد و توانمندی برای ایجاد روابط سالم و صمیمانه خانواده گی را کاهش میدهد تربیت اطفال و تنظیم خانواده را مختل می سازد و وقتی راهی برای بیرون رفت از خشونت وجود نداشته باشد فرارازمنزل به وقوع میپیوندد.

 


 

پیشنهادات:

1.   دولت افغانستان به منظور برخورد مناسب و عادلانه به قضایای خشونت های خانوادگی در برابر زنان و ایجاد حمایت های قانونی در ینمورد باید به وضع قانون مشخص برای محو خشونت در برابر زنان متوسل شود؛ که در این قانون خشونت های خانوادگی به وضاحت تعریف گردیده و راه های قانونی مبارزه با آن تشخیص گردیده باشد.

2.   ارگانهای حراست از قانون مرتکبین و عاملین ازدواجهای دوران کودکی و ازدواج های اجباری را به صورت مشخص مورد باز پرس و تعقیب عدلی قرار دهند.

3.   دولت زمینه دسترسی زنان را به ادارات امنیتی، عدلی و قضایی در سرتا سر کشور با گشودن نمایندگی های این ادارات در سطح ولسوالی ها و پایانتر از آن مساعد سازد

4.   دولت باید در ایجاد پولیس خانوادگی، تربیه و استخدام وکیل مدافع و ایجاد نهاد های مماثل حقوقی و مشورتی در سرتاسر کشور اقدام جدی کند. به همین ترتیب باید اقدامات جدی در راستای تربیت پولیس و کارمندان ادارات حراست از حقوق در جهت گسترش بینایی جنسیتی صورت گیرد.

5.   به عنوان اقدامات وقایوی دولت باید زمینه دسترسی زنان را به آموزش، کار، استقلال اقتصادی و آگاهی حقوقی فراهم کند.

6.   دولت باید سطح آگاهی حقوقی و شرعی زنان و به طور کل اجتماع را در رابطه به حقوق خصوصی و مدنی زنان به شمول حق زنان در امور مربوط به ازدواج از طریق انتشار  برنامه های تنویری و راه اندازی تبلیغات موثردر مساجد و تکایا بلند ببرد؛ تا بدین وسیله زنان با آگاهی از حقوق شان پیرامون زنده گی و آینده شان از زیر بار تصمیم دیگران فارغ و خود صاحب صلاحیت تصمیم گیری عاقلا نه در تعیین سرنوشت خود شوند.

7.   دولت باید در جهت نهادینه کردن احترام به حقوق زنان و نکوهش خشونت در برابر زن در نصاب تعلیمی افغانستان توجه جدی مبذول دارد.

8.    دولت ثبت نکاح خط ها و طلاق نامه ها را در یک مرجع رسمی (به شکل خیلی ساده و سهل آن ) برای تمام افراد جبری بسازد.

9.   نهاد های جامعه مدنی فرهنگ احترام به حقوق انسانی را از طریق راه اندازی برنامه های تنویری  تقویه نمایند، تا آنانیکه فرار از منزل را به حیث آخرین چاره ای نجات از خشونت و جبر بر می گزینند مجبور نشوند شالوده زنده گی خود و خانواده خود را با این عمل برهم بزنند.

10.    نهاد های جامعه مدنی، نهاد های مدافع حقوق بشر، موسسات، سازمان ها و نهاد های کمک کننده افغانستان باید دولت این کشور را در امر پیاده کردن پیشنهادات فوق و هر عمل دیگری که باعث محو خشونت در برابر زنان گردد؛ همکاری همه جانبه کنند.


 


3. مصاحبه (ن) از شلتر یا ( خانه امن) 2/3/1384

4. مصاحبه (م) در محبس عمومی پلچرخی کابل مورخ 29/10/1384

5  مصاحبه با ( م- ع- ر ) در خانه امن ساعت 10 قبل از ظهر مورخ 1/8/1384

6  مصاحبه ( ک) از محبس عمومی پلچرخی کابل ساعت 9:30 قبل از ظهر مورخ 7/8/1384

[5]  مصاحبه (م) در خانه امن بتاریخ 1/8/1384

8  مصاحبه خ در محبس عمومی پلچرخی کابل مورخ 7/8/1384

9  مصاحبه خانم ( م ) ساعت 9:30 قبل از ظهر توقبف اناثیه ولایت کابل مورخ 9/8/1384

10 مصاحبه ( ن) از محبس پلچرخی کابل مورخ 7 / 8/  1384 ساعت ده بجه قبل از ظهر

11  قانون مدنی ( کابل، وزارت عدلیه : 1355) ماده 64

13 قانون مدنی، جلد اول( کابل: وزارت عدلیه، کابل سال 1355) ماده 66

14محمد اشرف رسولی: ازدواج یا پیمان مقدس: ( پشاور: بازار قصه خوانی، 1376) ص ص 125- 126

15قانون مدنی، جلد اول باب تمهیدی مواد (71 و 80)

16کفائت درلغت مساوات ، مثل ونظیر را گویند ودراصطلاح مساوات شوهر است بازن درامور خاص که عبارت از نسب، اسلام،حریت، دیانت، کسب ، مال ودولت.

16 قانون مدنی جلد اول باب تمهدی  ماده (69)

17.قانون جزا ، ( کابل: وزارت عدلیه ،1355) فقره  2 ماده 517

18. بدمسکن درد آور، ، (کابل: نهاد تحقیقاتی حقوق زنان واطفال ،1383)ص26

19. همان اثر، ص23

 20. همان اثر، ص 20

21محاکم درقضایای مورد رسیدگی ، احکام این قانون اساسی وسایر قوانین را تطبیق می کنند.هرگاه برای قضیه یی ازقضایای مورد رسیدگی ، درقانون اساسی وسایر قوانین حکمی موجود نباشد،محاکم به پیروی ازاحکام فقه حنفی ودرداخل حدودی که این قانون اساسی وضع نموده ،فضیه را به نحوی حل وفصل می نمایند که عدالت را به بهترین وجه تامین نماید.

22. قانون جزا کابل: وزارت عدلیه جریده رسمی 1355 م 425

23. قانون جزا کابل: وزارت عدلیه جریده رسمی 1355 م70

24. قانون جزا کابل: وزارت عدلیه جریده رسمی 1355 م 80

25. قانون جزا افغانستان

26. قانون جزا افغانستان    

27. رئیس حًارنوالی حوزه چهارده ولایت کابل مورخ 30/7/1384 ساعت 11 بجه قبل از ظهر

28. نشوز به نافرمانی وناسازگار بودن زن به شوهر گفته می شود.

29. رئیس حًارنوالی حوزه 8 ولایت کابل مصاحبه مورخ 27/7/1384 ساعت 2 بعد از ظهر

30. ریس کشف وتحقیق حارنوالی ولایت کابل ، مصاحبه شفاهی، 7/10/2005ساعت 10قبل ازظهر

31. رئیس ریاست تدقیق حًارنوالی ولایت کابل مورخ 16/10/2005 ساعت 9:30 قبل از ظهر

32. مصاحبه با محترم مراد علی مراد عضو ستره محکمه و رئیس دیوان مدنی ستره محکمه بتاریخ 18/6/1384

33. مصاحبه با محترم ضامن علی بهسودی مستشار دیوان جزای ستره محکمه 18/6/1384

 

34. محترممحمد علی امینی مستشاردیوان مدنی ستره محکمه 30/7/1384

35. محترم برات علی قاضی محکمه اختصاصی فامیلی مورخ 9/8/1384



موضوعات مرتبط: فرار از منزل
[ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 13:7 ] [ بهزاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ذکر ایام هفته
شنبه یارب العالمین
یکشنبه یاذالجلال والاکرام
دوشنبه یاقاضی الحاجات
سه شنبه یاارحم الراحمین
چهارشنبه یاحی یاقیوم
پنج شنبه لااله الاالله الملک الحق المبین
جمعه اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم
هر ذکر در هر روز صد مرتبه
با سلام به شما عزیزان دانشجویان و دانش آموزان عزیز من این وبلاک را برای شما ایجاد کردم تا شما از مقالات و اطلاعات آن استفاده کنید و مرا از راهنمایی های خودتان درباره وبلاگ من یاری نمایید با تشکر از شما عزیزان منتظر نظرات شما هستم
تمام مطالبی که کد رمزدار هستند باید اول هزینه را پرداخت کنید
كليه مقالات با فرمت word, pdfارائه مي شود
در صورت پرداخت از طريق دستگاه هاي خودپرداز ، عنوان تحقيق و ايميل خود را ارسال فرمائيد

شماره کارت :بانک کشاورزی 06037701708938052بنام میررضائی
شماره کارت: بانک پارسیان 7306 2897 0610 6221
تشکر می کنم از دوستان که به صورت پیام مطالب خود را ارسال کند در صورت بودن مطالب شما در سایت جواب پیام شما را خواهم داد .تشکر می کنم
موضوعات وب
امکانات وب