مرکز پایان نامه - پروژ های دانشجویی ...
 
لینک دوستان
1
برخی از رفتارهای نشان دهنده بی انگیزگی عباتند از:

۱ـ عدم همکاری در فعالیت­هایی که تلاش و همت بیشتری می­طلبد.

۲ـ خودداری از انجام کارهای اضافه بر وظایف معمولی

۳ـ عدم حضور به موقع در محل کار یا زود ترک کردن محل کار یا غیب غیرمترقبه

۴ـ طولانی کردن اوقات تنفس روزانه مثل اوقات چای خوردن و ناهار و…

۵ـ بی توجهی به زمان تنظیم و تحویل گزارش­ها یا امتناع از به اتمام رساندن کارهایی که میبایست در زمان مشخصی به پایان برسند.

۶ـ ضعف کیفیت در انجام وظایف

۷ـ شکوه وشکایت دایمی از موضوعات ساده و بی اهمیت

۸ـ در هنگام بروز مشکلات گناه یا تقصیر را متوجه دیگران دانستن

۹ـ خودداری از اطاعت از دستورات مافوق

وجود یکی از عوامل به معنای بی انگیزه بودن نیست ولی وقتی دو یا سه مورد از این نشانه ها در رفتار یک فرد مشاهده شود عملا زنگ خطر بی انگیزگی به صدا درآمده است. در چنین وضعی باید دلایل پیدایش این مشکلات را شناخت و برای ایجاد زمینه­ای مناسب جهت رفع آنها برنامه ریزی کرد تا کارکنان بتوانند به نحو احسن، به انجام وظایف و مسئولیت­های خود بپردازند.

 

یافتن ناتوانی در کارمندان

بسیاری از ناتوانی­های افراد، به خصوصیات فردی آنها باز می­گردد و اغلب به عامل انگیزه ارتباطی ندارد. عواملی همچون مواردی که در زیر به آنها اشاره می کنیم موجب می­شوند که افراد نتوانند به درستی به وظایف و مسئولیت­های خود عمل کنند.

۱ـ آموزش ناقص

افرادی که از آموزش و تجربه لازم برخوردار نیستند، اغلب نمی­توانند خود را با شرایط جدید کار و فعالیت هناهنگ کنند، چنین افرادی فعالیت­های جدید را تجربه نمی­کنند و به میزان کار و تلاش خود می­افزایند. به طور کلی برخورداری از آموزش­های تخصصی، پیوند اساس با ارایه کار مطلوب دارد و افراد باید از همان آغاز کار وقبول مسئولیت، تحت آموزش کافی و همه جانبه قرار گیرند.

۲ـ عدم صلاحیت

افرادی که برای پذیرش مسئولیت و انجام وظایف از صلاحیت و آمادگی لازم برخوردار نیستند در کار بی تنبلی دچار می­شوند. البته تعداد اندکی از آنها به ناتوانی و بی اطلاعی خود اقرار می­کنند و شما را در جریان بی کفایتی خود قرار می دهند. اغلب انان به جای بیان واقعیت، به نهانه­هایی واهی متوسل می شوند و با توجیه ناتوانی­هایشان از خود رفع تکلیف می­کنند.

۳ـ بی انضباطی

وقتی کارها ناقص انجام می گیرد به عیوب و اشکالات فراوان بر می­خورد و موجب می شود که افراد وظایف و مسئولیت­های خود را جدی نگیرند و با سهل انگاری و به وظایف خود بپردازند.

۴ـ عدم توجیه

وقتی سطح مطلوب و استانداردهای مورد نظر به درستی برای کارکنان تعین نشود وآنها با کیفیت مطلوب آشنا نباشند، نمی­توانند فعالیت ها و وظایف خود را با وضع مطلوب مقایسه کنند. بنابراین، دایما احساس می کنند که کارهایشان با اشتباه در آمیخته است.

۵ـ مدیریت ضعیف

افرادی که پیش از این تحت مدیریتی ضعیف فعالیت کرده اند با جدیت دستورات را اجرا نمی کنند و همراه در انجام وظایف سستی و سهل انگاری می کنند آنها بدون اشتیاق و انگیزه تنها برای رفع تکلیف به دستورات عمل می کنند.

۶ـ مشکلات شخصی

هنگامی که تغییری اساسی و ناگهانی در رفتار پدید می آید، باید دلیل آن را در مشکلات فردی یا خانوادگی وی جستجو کرد، زیرا ممکن است این مشکلات به مرحله حاد رسیده باشد.

حال پس از بررسی عوامل فوق می بایست به دنبال راه حل جهت از بین بردن بی انگیزگی بود، یاس و نا امیدی یک عامل موثر در رفتار و واکنش های منفی افراد است برای انگیزه مند ساختن افراد باید به زمینه های نا امیدی و ناکامی و یاس در رفتار و فعالیت هایشان پی برد. بررسی دلایل عدم موفقیت شغلی روشی برای بازسازی نقاط منفی و از بین بردن آنها و شناخت نیازهای فردی اقداماتی اساسی برای انگیزه مند ساختن دیگران هستند.

حیات آدمی وابسته به سه نیروی اصلی است از این نیروها به عنوان سطوح سه گانه نیازهای اساسی یاد شده که در مجموعه سلسله مراتب نیازهای انسان را تشکیل می دهد.

۱ـ نیازهای اولیه ۲ـ منزلت یا جایگاه اجتماعی ۳ـ خواسته های شخصی

بر طرف نمودن نیازهای اولیه در زندگی شهری عمدتا مستلزم کسب درآمد از طریق حقوق و دستمزد است، در بیشتر جوامع کسب درآمد مادی عمل اصلی تلاش ها و فعالیت­های انسان است که از این طریق نیازها و خواسته­های خود را مرتفع می سازند. گرچه پاسخگویی به نیازها از اهمیت فراوانی برخوردار است و انگیزه اولیه انسان برای کار و فعالیت است ولی مسلما یگانه انگیزه حیاتی آدمی نیست. بیشتر مردم به میزان کسب درآمد از خود انگیزه و تلاش نشان می دهند در حقیقت کسب درآمد انگیزه تلاش و کار انسان است هرگونه پرداخت اضافی موجب تلاش بیشتر و انگیزه قوی تر می شود. اساسا باید بین درآمد افراد و میزان تلاش آنها تناسب منطقی وجود داشته باشد هنگامی که درآمد کارمندی به طور ناگهانی افزایش (پاداش، عیدی، تشویقی، اضافه کار و…) پیدا می کند مسلما دورنمای زندگی را روشنتر از پیش می بیند و آینده ای بهتر از شرایط کنونی برای خود مجسم می کند. سطح بالاتری از نیازهای اولیه وجود دارد که شخص به شدت نسبت به آنها احساس نیاز می کند و آن هم جایگاه و منزلت اجتماعی است. نهایت آرزوی انسان این است که در زندگی از موقعیت و منزلت اجتماعی مطلوب برخوردار باشد البته نیازهای اجتماعی به تناسب تفاوت فرهنگ­ها و جوامع، گوناگون و متفاوت است برخورداری از منزلت وموقعیت اجتماعی، از پاسخگویی به نیازهای اولیه مهمتر است وقتی کسی بیش از رفع نیازهای اولیه خود تلاش می کند در واقع انگیزه های بهتری در زندگی او ایفای نقش می کند. کسانی که نسبت به دیگران تلاش و فعالیت بیشتری می کنند می خواهند به موقعیت و منزلت اجتماعی برتری دست یابند.

در نهایت تامین نیازهای اولیه و برخورداری از منزلت اجتماعی به تنهایی پاسخگوی نیازهای انسان نیستند، نیرویی وجود دارد که نسبت به موارد قبلی از اهمیت بیشتری برخوردار است و آن هم تامین خواسته های شخصی و نیازهای فردی است که انسان را برای کار و فعالیت برمی انگیزد. آخرین آرزوی انسان پس از تحکیم موقعیت اجتماعی، دستیابی به خواسته ها و آمال شخصی است.

تا هنگامی که نیازها برآورده نشود، افراد از انگیزه کافی برای کار کردن برخوردار نیستند. پاسخگویی به نیازهای فرد نارضایتی و بدبینی را از ذهن او بیرون می کند و احساس ناامیدی و ناکامی او را از میان می برد. نگرش صحیح به نیازهای اساسی افراد امری ضروری و اساسی است چرا که بدون آن نمی توان درکی دقیق از مفهوم انگیزه ومسایل مربوط به آن داشت.

حال پس از شناخت انگیزه­ها و نیازهای اساسی به بررسی و برنامه ریزی برای ایجاد کار رضایتمندانه در محیط کار اداری می پردازیم برای اینکه افراد وظایف خود را به نحو احسن و مطلوب انجام دهند باید از کاری که انجام می دهند رضایت داشته باشند و فضای دلخواه بر محیط کار حاکم باشد آنگونه که با کمال میل پذیرای وظایف و مسئولیت های خویش باشند.برای رسیدن

به این وضعیت باید برنامه ای طراحی کنید که راهنمای عمل شما باشد و سبب شود همکارانتان رضایت شغلی پیدا کنند و برای انجام وظایف و مسئولیت ها تمایل داشته باشند.

خیلی ها معتقدند افراد بی انگیزه، افرادی تنبل، سست عنصر و بی رمق هستند و هیچ گاه برای انجام کار انگیزه ای از خود نشان نمی دهند. اما این اعتقاد نادرست است؛ چرا که غالبا شرایط و فضاهای حاکم بر کار، موجب عدم رضایت و نوعی دل آزردگی نسبت به شغل می شود مثلا فردی که شغلش فشار دادن چند دکمه برای به جریان انداختن و کنترل ماشین ها و دستگاه های برقی است همواره از این شغل شکایت می کند و از ان دلزده است. اما همین شخص هر روز چند ساعت با کمال شادابی و نشاط به بازی های رایانه ای و الکترونیکی می پردازد.

بنابراین فضای منفی حاکم بر کار زمینه سازی بروز خستگی و رنجش می شود. وقتی افراد احساس خوشایندی نسبت به شغل خود نداشته باشند آن را کاری ملال آور و بیهوده به شمار می آورند حال برای رفع این مشکل و ایجاد فضا و شرایط مناسب عوامل گوناگونی می بایست دست به دست هم داده که فرد به کار خود علاقه مند شود و با اشتیاق انرا  انجام دهد. مثلا افرادی نسبت به شغلشان احساس رضایت و علاقمندی دارند و از آن لذت می برند اولا در کارشان مهارت دارند دوما هنگام کار حداکثر شایستگی و کارآمدی خود را بروز دهند سوما دستمزد کافی دریافت می کنند این عوامل که مربوط به خود فرد هستند بر عملکرد او تاثیر مثبت می گذارد و یک سری عوامل دیگر هستند که از خارج فرد را تحت تاثیر قرار داده که اگر به صورت صحیح اعمال نشود نه تنها در فرد ایجاد انگیزه ورضایت ننموده، بلکه باعث دلسردی و نارضایتی در او نیز می شوند که ازآنچه میتوان به سیاست ها ومقررات اداری-شرایط حاکم برکارو۰۰۰ اشاره نمود بایددر نظرداشت که ازبین بردن عوامل  وفشارهای خارجی الزاما به معنی انگیزه مند وعلاقه مند شدن افراد نسبت به کار نیست ۰ برای اینکه همکاران شما از انگیزه کافی برخوردار باشند  و وظایف خود را بنحو احسن انجام دهند باید به آنان فرصت بدهید باید شرایط مناسب برایشان فراهم آورید ودر مقابل کاری که انجام میدهند دستمزد کافی پرداخت نمایید وانها را تشویق کنید باید پذیرفت که عوامل خارجی تاثیری جدی برعملکرد افراد میگذارد ومیتواند افرادرا متحول کند شرایطی فراهم آورید که همکارانتان نسبت به شغل خود احساس غرور وسربلندی کنند واز انجام آن لذت ببرند و با تمام توان به کار وفعالیت بپردازند واین افراد زمانی نسبت به کار خود احساس رضایت وعلاقه مندی میکنند که اولا کارشان را هدفمند بدانند واحساس کنند که کارشان مهم وسودمند است در نتیجه با انگیزه بیشتر واحساس مسئولیتی فراوانتر دست به انجام آن زنند ثانیا خود آنها مسئول نتیجه کارشان باشند وقتی افراد احساس کنند که با مسئولیت کاری را که انجام میدهند برعهده آنهاست وموفقیت آن کار به چگونگی و میزان تلاش شخصی آنان وابسته است وعوامل وسایر همکاران دیگر چندان تعیین کننده نیستند نسبت به کار خود احساس غرور می کنند در واقع نتایج حاصل از کار را وابسته به خود دانسته وبا اشتیاقی دو چندان وبا تمام قوا به کار می پردازند ۰ثالثا نسبت به کار خود مطلع شوند وقتی افراد وکارکنان از نتیجه کارخود اگاهی داشته باشند و متناسب با ان ازطرف مسئولان ومدیران راهنمایی شوند احساس آرامش می کنند وبا انگیزه قویتر کار می کنند حفظ وتداوم انگیزه-هنگامیکه افراد بنحو مطلوب وبا انگیزه کافی کار می کنند باید روحیه مثبت آنها را حفظ کرد وتداوم بخشید باید روشی یافت که نه تنها در همین سطح از فعالیت روحیه وانگیزه باقی بماند بلکه به تدریج پیشرفت کنند۰ اولین نشانه های کم کاری واهمال را به سرعت تشخیص دهید وبرای رفع آنها چاره ای بیاندیشید۰  همیشه باید انگیزه افراد را در بالا ترین سطح حفظ کرد تا روحیه افراد وسطح کار هر دو در سطح مطلوب باقی بمانند۰

 

منابع:چگونه در کارمندان انگیزه ایجاد کنیم، کیت کنان:ترجمه قاسم کریمی    


موضوعات مرتبط: مقالات، تحقیقات، روان شناسی، علوم تربیتی و روان شناسی
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 12:23 ] [ بهزاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ذکر ایام هفته
شنبه یارب العالمین
یکشنبه یاذالجلال والاکرام
دوشنبه یاقاضی الحاجات
سه شنبه یاارحم الراحمین
چهارشنبه یاحی یاقیوم
پنج شنبه لااله الاالله الملک الحق المبین
جمعه اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم
هر ذکر در هر روز صد مرتبه
موضوعات وب
امکانات وب
ثبت سفارش تایپ و ترجمه - start with No selection tool by themeviews.ir ---> كد جاوا